<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >

<channel>
	<title>بایگانی‌های اجتماع - SAYF.IR</title>
	<atom:link href="https://sayf.ir/tag/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://sayf.ir/tag/اجتماع/</link>
	<description>سیف دات آی آر (مربی و مشاور فیلم‌نامه‌نویسی و فیلم‌سازی)</description>
	<lastBuildDate>Mon, 15 Apr 2024 08:00:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://sayf.ir/wp-content/uploads/2025/06/cropped-Arm-150.150-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های اجتماع - SAYF.IR</title>
	<link>https://sayf.ir/tag/اجتماع/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">108950406</site>	<item>
		<title>بازاریابی یا مارکتینگ</title>
		<link>https://sayf.ir/thmchi/</link>
					<comments>https://sayf.ir/thmchi/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2013 12:49:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بازار هنر]]></category>
		<category><![CDATA[Marketing]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>
		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[تولید]]></category>
		<category><![CDATA[فروش]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=809</guid>

					<description><![CDATA[<p> مارکتینگ Marketing بازاریابی</p>
<p>بازاریابی یا مارکتینگ (به انگلیسی: Marketing)‏: بازاریابى به عنوان فرآیندى مدیریتى - اجتماعى تعریف مى‌شود که به وسیلهٔ آن افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادلهٔ کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواسته‌هاى خود اقدام مى‌کنند. براى روشن شدن این تعریف باید بدواً اصطلاحات مهم نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسى کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/thmchi/">بازاریابی یا مارکتینگ</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"> <span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>مارکتینگ</strong> Marketing<br />
</span><span style="color: #3366ff; font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بازاریابی</span></strong></span></p>
<div align="justify">
<div style="text-align: justify;" align="center"><img decoding="async" class=" aligncenter" src="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/e_Marketing.png" alt="http://www.nasleweb.com/images/e_Marketing.png" /></div>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>بازاریابی</strong> یا <strong>مارکتینگ</strong> (به انگلیسی: Marketing)‏: <strong>بازاریابى</strong> به عنوان فرآیندى مدیریتى &#8211; اجتماعى تعریف مى‌شود که به وسیلهٔ آن افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادلهٔ کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواسته‌هاى خود اقدام مى‌کنند. براى روشن شدن این تعریف باید بدواً اصطلاحات مهم نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسى کرد. [۱]</span><br />
<img decoding="async" class="aligncenter" src="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/Internet_Marketing.jpg" alt="http://www.asrepardazesh.com/images/Internet_Marketing.jpg" /><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>بازاریابی</strong>: اصول بازرگانی رسمی که منشا آن از ایالات متحده امریکا است. ابتدا در آغاز قرن بیستم در چندین دانشگاه ایالات متحده به عنوان درس بازرگانی جداگانه ای تدریس می‌شد. این گونه تلقی می‌شود که به عنوان اصول بازرگانی از سه مرحله ذیل عبور کرده باشد: «دوره تولید» که در آن بازاریابی تنها به واسطه محدودیت‌های تولید دچار محدودیت بود (تا دهه ۱۹۳۰)؛ «دوره فروش» که در آن بازاریابی هر آنچه شرکت تولید می‌کرد به بازار تحمیل می‌کرد (تا دهه ۱۹۵۰)؛ و «دوره مشتری» که در آن مشتری در مرکز تمام فعالیتهای بازاریابی قرار داشت. در قرن ۲۱٫ بازاریابی پا به عصر تعاملی و برهم کنشی نهاده است. تغییر بنیادی در تعریف و هدف از بازاریابی در قرن ۲۱ این است که به عنوان یک اصل بازرگانی، فراتر از صرف تسهیل – تبادلات مجاری و دادوستدهای بین تولید کننده و مشتریان گسترش یافته است. در آغاز، عمده تمرکز بازاریابی بر منافع تولید کننده بود- تحویل محصولات درست به مشتری در زمان، مکان و قیمت درست. فرض اساسی بازاریابان اولیه این بود که تولید کنندگان کنترل بازار را در اختیار دارند. مدیریت، کارکردها، نقشها و فرایندها همگی حول این مدل مدیریت بازرگانی با محوریت تولید کننده قرار داشتند. این تصور در عصر اطلاعات قرن ۲۱ دیگر معتبر نمی‌باشد. و حالا در اوایل قرن بیست و یک، بازاریابی چیست؟ یک مدل جدید موفق یا پذیرفته شده، که درمورد پویایی (و اغلب بی منطقی) بازارهای جهانی، مشتریان دمدمی مزاج و غیر قابل پیش بینی که در تحلیلهای کلاسیک نمی گنجد، الگوهای خرید و پیش بینی‌های بازار، افزایش خدمات نامحسوس و، بخش‌بندی و ترکیبهای جدید بازار، ورای دسته بندی‌های صنعتی و قدیمی، افزایش قدرت مشتریان، و ابزار و تکنیک‌های جدید بازاریابی تعاملی به کار گرفته شود، هنوز در مقیاس وسیع وجود ندارد و یا هنوز در سازمانها و فرایندهای بازاریابی شرکتها از آن تعبیری نشده است. تعاریف متعدد و اظهارنظرهای معتبر و فراگیر در مورد ماهیت بازاریابی وجود دارد (در گردآوری این فرهنگ حداقل به ۵۰ مورد از آنها برخورده‌ام) که هنوز ارزش افزودن به مجموعه اطلاعات آکادمیک ندارند. با این همه، توجه به تفسیرهای مختلف از فعالیت بازاریابی و کارکردها و مهارت‌های متشکل آن می‌تواند ارزشمند باشد. در قرن ۲۱ بازارها پیچیده‌تر و جهانی‌تر شده‌اند و بنابراین بازاریابی هم به عنوان یک اصل حرفه‌ای دچار چنین تحولاتی گشت که به عنوان یک حرفه جدیدتر، فاقد شفافیت جهانی، دسته بندی و شرح نقشها و وظایف است. شرکتها و سازمانهای گوناگون هر یک مایلند براساس سبک حوزه تعریفی از بازاریابی ارائه دهند. بعضی شرکتها همچنان بازاریابی را با فروش اشتباه می‌گیرند؛ بعضی از آنها حتی بازاریابی را به عنوان زیر مجموعه ای از فروش می دانند. سایرین فروش را زیر مجموعه ای از بازاریابی تلقی می کنند (که این مورد صحیح تر می باشد). تعداد معدودی با واقع بینی بیشتر، فروش و بازاریابی را به مثابه اصول مدیریتی مجزا می‌دانند. در بعضی کشورها مانند ایالات متحده آمریکا، تخصص بازاریابی و ارتباطات را از یکدیگر جدا می‌کنند: روابط عمومی، نوشتن متن سخنرانی و ارتباطات داخلی اغلب از بازاریابی که بیشتر تمرکز آن بر ارائه مستقیم محصولات و خدمات به مشتریان است جدا می شود. شرکتهای دیگر راهبردی تلفیقی اتخاذ می‌کنند که در آن تمام ارتباطات، فروش و بازاریابی مستقیم و غیر مستقیم به طور همه جانبه و کلی مدیریت می‌شوند. استدلال محکم دیگری وجود دارد مبنی بر اینکه بازاریابی نقش همه افراد است و فقط به عهده بخش بازاریابی نیست (دیوید پاکارد از پایه گذاران Hewlett- Packard می گوید: «اهمیت بازاریابی بسیار بیشتر از آن است که تنها به بخش بازاریابی واگذار شود»). یک دیدگاه مدرن حاکی از این است که افرادی که عنوان مدیران بازاریابی را برخود دارند، در واقع مشاوران و اتئلاف دهندگان متخصصی هستند که محرک و الهام بخش کل سازمان به سوی چارچوب ذهنی، راهبرد و شیوه عملکرد بازار محور یا مشتری محور می‌باشند. این افراد تخصص خود را در برخی جوانب بازاریابی به کار می‌بندند. همچنین به ضمیمه ۱(خط زمانی بازاریابی) رجوع شود. .[۲] بازاریابی به تلاش برای ارتباط بین ارزش محصول (کالاها یا خدمات) و مشتری گفته می‌شود. بازاریابی گاهی اوقات به هنر فروش نیز معروف است. ولی فروش یکی از توابع کوچک بازاریابی به حساب می‌آید..[۳] [۴] تعریف لغت نامه‌ای بازاریابی عبارت است از«فراهم کردن کالاها یا خدمات برای برآورده ساختن نیازهای مصرف کنندگان.»به بیان دیگر، بازاریابی شامل درک خواسته‌های مشتری و تطابق محصولات شرکت، برای برآورده ساختن آن نیازها و در برگیرنده فرآیند سودآوری برای شرکت است. بازاریابی موفق مستلزم برخورداری از محصول مناسب در زمان مناسب و مکان مناسب است و اطمینان از اینکه مشتری از وجود محصول مطلع است، از این رو موجب سفارش‌های آینده می‌شود.[۵]</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>بازاریابی</strong>، فرآیندی است که بین تواناییهای شرکت و نیازهای مشتریان تعادل ایجاد می‌کند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>سرجیو زیمن</strong> در کتاب خود پایان عصر بازاریابی سنتی خود بازاریابی را اینچنین تعریف می‌کند:بازاریابی درباره داشتن برنامه‌ها و ترویج‌ها و تبلیغات و هزاران چیز دیگری است که در متقاعد کردن مردم به خرید یک محصول، موثر واقع شوند. در مورد رستوران‌های غذای سرپایی، بازاریابی گاززدن‌ها و هرت کشیدن‌ها. در مورد خطوط هوایی، بازاریابی یعنی نشستن آدم‌ها روی صندلی‌ها. بحث بازاریابی درباره منفعت و نتایج است.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">بازاریابی یک فعالیت راهبردی و راه و روشی است متمرکز بر فرجام اقدامات مربوط به جذب مصرف کننده بیشتر، برای خرید محصول شما در دفعات بیشتر به نحوی که شرکت شما پول بیشتری به دست آورد. [۶]</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">هر جا و هر گاه چهار اصل نیاز، نیازمند، عوامل رفع نیاز و داد و ستد وجود داشته باشد، در آنجا بازار و بازاریابی حاکم است.[۷]</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">بازاریابی با ارزیابی نیازی که محصولات و خدمات به آن پاسخ می دهند، شروع می شود. به طور منطقی، شناسایی و انتخاب برخی نیازها نشانه بی توجهی به دیگر نیازهاست.[۸]</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">محتویات</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۱ کارکرد</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۲ ارکان بازاریابی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۳ تفاوت بازاریابی با تبلیغات</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۴ تفاوت بازاریابی با فروش</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۵ انواع بازاریابی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">        ۵.۱ بازاریابی صنعتی و مصرفی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۶ منابع</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">کارکرد</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">بازاریابی امیال و نیازهای پاسخ داده نشده را شناسایی می‌کند. همچنین ضمن تعریف و تخمین اندازه یک بازار تعریف شده، میزان سودآوری آن را نیز اندازه‌گیری می‌کند. به عبارت دیگر بازاریابی، بخش‌هایی از بازار را به عنوان مناسب‌ترین بخش بازار برای شرکت شناسایی و مشخص می‌کند که شرکت نیز توانایی و امکان عرضه خدمات به آنها را دارد و همچنین مناسبترین محصولات و خدمات مورد نیاز آن بخش را طراحی و معرفی می‌کند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">ارکان بازاریابی</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">بازاریابی بر پایه ۴ مقوله اصلی (معروف به ۴P) به شرح زیر استوار است:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۱ &#8211; کالا یا خدمات (به انگلیسی: Product)‏</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۲ &#8211; توزیع یا محل (به انگلیسی: Place)‏</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۳ &#8211; قیمت‌گذاری (به انگلیسی: Pricing)‏</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    ۴ &#8211; ترویج(پیشبرد) (به انگلیسی: Promotion)‏</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    پیام: کسب و کار شما چه پیامی را منتقل می‌کند؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    رسانه: روزنامه، تلویزیون، ایمیل، بیلبورد، تبلیغات در سایت‌های اینترنت</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    مخاطب: افرادی هستند که علاقه مند به محصولات و یا خدمات شما هستند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">تفاوت بازاریابی با تبلیغات</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">تبلیغات انتشار پیام های ترغیب کننده است به منظور معرفی و ترویج محصولات و خدمات شرکت به مشتریان موجود و بالقوه در ازای پرداخت مبلغی معین. بازاریابی برنامه ریزی، اجرا و هدایت هدفمند آمیخته ای از فعالیت های تجاری است، به قصد نزدیک سازی خریداران و فروشندگان به یکدیگر به منظور تبادل منافع یا انتقال محصول.[۹]</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">تفاوت بازاریابی با فروش</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>بازاریابی</strong> شامل هر اقدامی است که شما به منظور دستیابی به مشتریان و ترغیب آن ها انجام می دهید. فرآیند فروش شامل هر اقدامی است که شما آن را با هدف بستن قرارداد فروش و گرفتن امضای مشتری انجام می دهید. فروش به نتایج کمی توجه دارد و فقط به رشد می اندیشد، اما بازاریابی در جست و جوی افق های دوردست و رسیدن به مرحله توسعه است.[۱۰]</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">انواع بازاریابی</span><br />
<img fetchpriority="high" decoding="async" class=" alignleft" src="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/Email-Marketing-stats.jpg" alt="http://iranrpc.ir/wp-content/uploads/Email-Marketing-stats.jpg" width="289" height="242" /><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>بازاریابی</strong> دارای انواع مختلی است:</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی صنعتی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی مصرفی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی چندسطحی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی پارتیزانی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی مویرگی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی چریکی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی دهان به دهان</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی اینترنتی</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی تک به تک</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    بازاریابی شبکه ای</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بازاریابی صنعتی و مصرفی</span></strong></span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">بازاریابی صنعتی به عنوان آن دسته از عملکردها و فعالیتهای تجاری و بازرگانی تعریف شده‌است، که فرایندهای مبادله را بین تولید کنندگان و مشتریان سازمانی تسهیل می‌کند. ماهیت بازاریابی صنعتی را می‌توان، خلق ارزش برای مشتریان به وسیله ارائه کالاها و خدماتی دانست که نیازهای سازمانی و اهداف آنها را تحقق می‌بخشد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">به تعریفی جامع، فرآیند کشف، ترجمه خواسته‌های مشتریان صنعتی و نیازها و الزامات آنها به محصولات و خدمات ویژه جهت ارتباط موثر شیوه‌های توزیع، قیمت‌گذاری، خدمات پس از فروش، متقاعد کردن بیشتر و بیشتر مشتریان برای استفاده مستمر از این محصولات و خدمات را بازاریابی صنعتی می‌نامیم. این نوع بازاریابی در مقایسه با بازاریابی مصرفی تفاوتهایی دارد که اینگونه می‌توان بدان اشاره کرد. اول اینکه گرچه در بازاریابی صنعتی همانند بازاریابی کالاهای مصرفی، نیاز به شناخت بازارهای هدف و تشخیص نیاز این بازارها و طراحی محصولات و خدمات مناسب برای تامین خواسته‌های بازار وجود دارد، ولی باید توجه کرد که در مقایسه با بازاریابی مصرفی، بازاریابی صنعتی در حوزه مدیریت عالی قرار دارد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">در <strong>بازاریابی صنعتی</strong> نقش خصوصیات و ویژگیهای محصول خیلی مهم و حیاتی است و عرضه کنندگانی که خصوصیات مورد نظر مشتریان را تامین نکنند مورد انتخاب قرار نخواهند گرفت. در مقایسه با بازاریابی مصرفی، قیمت در بازاریابی صنعتی نقش جداگانه‌ای دارد. در بعضی موارد مشتریان صنعتی حاضرند قیمت بیشتری دهند ولی در عوض از تحویل به موقع و کیفیت محصولات خدمات اطمینان حاصل کنند و حتی در موارد دیگری مثل مناقصه‌های خرید نقش قیمت پراهمیت‌تر می‌شود. در بازاریابی صنعتی، بازاریاب باید به این نکته واقف باشد که تقاضای کالاهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده نهایی ناشی می‌شود، یعنی تقاضا برای یک محصول بستگی به نحوه استفاده از آن در ارتباط با محصولات دیگر دارد. گاهی بازاریاب صنعتی سعی می‌کند با تبلیغات، تقاضای مشتری نهایی را تحریک کند تا تقاضا برای کالاهای صنعتی خودرا افزایش دهد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">منابع</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۱٫ ↑ فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ. اصول بازاریابی. ترجمهٔ بهمن فروزنده. انتشارات آموخته، ۱۳۹۱٫ چاپ شانزدهم. اصفهان. شابک ‎۷-۰-۹۶۹۶۴-۹۶۴.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۲٫ ↑ چارلز دویل . فرهنگ جامع واژگان بازاریابی ( آکسفورد ). ترجمهٔ محسن شاهین پور، سمیه اولی. سوره مهر تهران، ۱۳۹۲٫ شابک ‎۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۵۷۰-۵.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">    Jump up ↑ Kotler, Philip &amp; Keller, L. Kevin (2012). Marketing Management 14e. Pearson Education Limited 2012</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۴٫ ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Marketing»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۵٫ ↑ جان وست وود. چگونه برنامه بازاریابی بنویسیم. ترجمهٔ علیرضا احمدی-فرناز فرزین مهر. انتشارات مبلغان، ۱۳۸۹٫ چاپ دوم، تهران. شابک ‎۷-۴۱-۲۶۱۴-۹۶۴-۹۷۸.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۶٫ ↑ سرجیو زیمن. پایان عصر بازاریابی سنتی. ترجمهٔ سینا قربانلو. انتشارات مبلغان، ۱۳۸۷. چاپ چهارم. تهران. شابک ‎۳-۹-۹۰۵۷۲-۹۶۴.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۷٫  ↑ دکتر احمد روستا. مجله تدبیر. سازمان مدیریت صنعتی. شماره ۱۹۶٫ تهران.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۸٫ ↑ فیلیپ کاتلر و فرناندو تریاس دبس٫ بازاریابی خلاق. ترجمهٔ امید آبدار. انتشارات آموخته، ۱۳۹۲٫ چاپ اول. اصفهان. شابک ‎۸-۱۲-۶۴۶۵-۶۰۰-۹۷۸.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۹٫ ↑ خلیل جعفرپیشه. اسرار نام و نشان سازی. انتشارات آموخته، ۱۳۹۰٫ چاپ اول. اصفهان. شابک ‎۹-۰۲-۶۴۶۵-۶۰۰-۹۷۶.</span><br />
<span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۱۰٫ ↑ خلیل جعفرپیشه. اسرار نام و نشان سازی. انتشارات آموخته، ۱۳۹۰٫ چاپ اول. اصفهان. شابک ‎۹-۰۲-۶۴۶۵-۶۰۰-۹۷۶.</span></p>
<h4 dir="ltr" style="text-align: justify;" align="left"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد</span></h4>
</div>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/thmchi/">بازاریابی یا مارکتینگ</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/thmchi/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">61908</post-id>
		<media:thumbnail url="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/e_Marketing.png" />
		<media:content url="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/e_Marketing.png" medium="image">
			<media:title type="html">http://www.nasleweb.com/images/e_Marketing.png</media:title>
		</media:content>
		<media:content url="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/Internet_Marketing.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">http://www.asrepardazesh.com/images/Internet_Marketing.jpg</media:title>
		</media:content>
		<media:content url="http://arttoos.ir/amozesh/wp-content/uploads/2013/12/Email-Marketing-stats.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">http://iranrpc.ir/wp-content/uploads/Email-Marketing-stats.jpg</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نوشتن</title>
		<link>https://sayf.ir/nevesh/</link>
					<comments>https://sayf.ir/nevesh/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Nov 2011 06:00:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله - یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش بدون مرز]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطات]]></category>
		<category><![CDATA[تولید]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[مجید سیف العلمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مدرن]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=10359</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشتن نوعی تعامل اجتماعی بین فرد و دیگری است که در درون یک نظام اجتماعی معین انجام می شود.<br />
از این رو نوشتن به مجموعه نظام اجتماعی که نویسنده در آن قرار دارد و متن در آن تولید و مصرف می شود بستگی دارد.<br />
برخی جوامع و نظام های اجتماعی زمینه "تولید فرهنگی" را بیشتر و بهتر مهیا می کنند و برخی دیگر تنها در محدوده معینی امکان خلق و آفرینش های فرهنگی و از جمله "آفرینش قلمی" را می دهند.<br />
هر چه جامعه بیشتر به سوی "ارتباطات مکتوب" تحول پیدا کند و "ارتباطات شفاهی" جایگاه و نقش کم رنگ تری در مجموعه ارتباطات اجتماعی داشته باشد، نوشتن هم رشد بیشتری می یابد.<br />
از این منظر جوامع مدرن نسبت به جوامع سنتی گرایش و زمینه مساعدتری برای نوشتن فراهم می سازند<br />
زیرا در جوامع سنتی ارتباط شفاهی الگوی غالب ارتباطی است.</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/nevesh/">نوشتن</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: center;">نوشتن</h2>
<p style="text-align: center;">Write</p>
<p style="text-align: center;"><iframe 
<div align="center">
 [video_popup url=&#8221;http://www.aparat.com/video/video/embed/videohash/zKsEh/vt/frame&#8221; text=&#8221;*&#8221; title=&#8221;جهت مشاهدۀ ویدئو، لطفا کلیک کنید&#8221; auto=&#8221;&#8221; n=&#8221;&#8221; p=&#8221;&#8221; wrap=&#8221;&#8221; rv=&#8221;&#8221; w=&#8221;1920&#8243; h=&#8221;1080&#8243; co=&#8221;&#8221; dc=&#8221;&#8221; di=&#8221;&#8221; img=&#8221;https://sayf.ir/wp-content/uploads/2018/05/play.png&#8221; iv=&#8221;&#8221;]
</div>
<p>جهت مشاهدۀ ویدئوی &#8220;نوشتن&#8221;، لطفا روی دکمه بالا کلیک کنید!</p>
<p style="text-align: justify;">نوشتن نوعی تعامل اجتماعی بین فرد و دیگری است که در درون یک نظام اجتماعی معین انجام می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">از این رو نوشتن به مجموعه نظام اجتماعی که نویسنده در آن قرار دارد و متن در آن تولید و مصرف می شود بستگی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی جوامع و نظام های اجتماعی زمینه &#8220;تولید فرهنگی&#8221; را بیشتر و بهتر مهیا می کنند و برخی دیگر تنها در محدوده معینی امکان خلق و آفرینش های فرهنگی و از جمله &#8220;آفرینش قلمی&#8221; را می دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">هر چه جامعه بیشتر به سوی &#8220;ارتباطات مکتوب&#8221; تحول پیدا کند و &#8220;ارتباطات شفاهی&#8221; جایگاه و نقش کم رنگ تری در مجموعه ارتباطات اجتماعی داشته باشد، نوشتن هم رشد بیشتری می یابد.</p>
<p style="text-align: justify;">از این منظر جوامع مدرن نسبت به جوامع سنتی گرایش و زمینه مساعدتری برای نوشتن فراهم می سازند</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا در جوامع سنتی ارتباط شفاهی الگوی غالب ارتباطی است.</p>

<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/nevesh/">نوشتن</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/nevesh/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">10359</post-id>
	</item>
		<item>
		<title>شون پن : ایرانیان فرهنگ غنی و کهنی دارند</title>
		<link>https://sayf.ir/iranians-have-a-rich-and-ancient-culture/</link>
					<comments>https://sayf.ir/iranians-have-a-rich-and-ancient-culture/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Dec 2006 02:30:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[شرح احوال]]></category>
		<category><![CDATA[نقد هنری]]></category>
		<category><![CDATA[1385]]></category>
		<category><![CDATA[آگاه فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[فرزانه قنبری]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=11604</guid>

					<description><![CDATA[<p>باعث خوشحالی است که آقای "شون پن" - که به‌قول خیلی‌ها در حال حاضر بهترین هنرپیشه است- به برنامه‌ی زنده‌ی لری کینگ افتخار داده و پیش ما آمده‌اند. او کسی است که جوایز زیادی کسب کرده، فعالیت‌های اجتماعی قابل تحسینی داشته مثلا دو بار تا به حال به عراق سفر کرده و اکنون در کنار ما حضور دارد.<br />
 فیلم جدید او یعنی "همه‌ی مردان پادشاه" هم در ۲۲ دسامبر نمایش داده شد. البته من نسخه‌ی اصلی آن را توسط برودریک کرافورد یادم هست که برنده‌ی جایزه‌ی دانشگاه شد و واقعا مهیج بود. این فیلم هم فوق‌العاده است و به‌نظر من جایزه خواهد برد. راجع به آن در طول برنامه صحبت خواهیم کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/iranians-have-a-rich-and-ancient-culture/">شون پن : ایرانیان فرهنگ غنی و کهنی دارند</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>شون پن : ایرانیان فرهنگ غنی و کهنی دارند<br />
Sean Penn<br />
Iranians have a rich and ancient culture<br />
</strong></p>
<div align="justify">
<p><strong><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">گفت‌وگوی زنده تلویزیونی CNN با شون پن Sean Penn</span></strong></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">کینگ: عصر بخیر.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">باعث خوشحالی است که آقای &#8220;شون پن&#8221; &#8211; که به‌قول خیلی‌ها در حال حاضر بهترین هنرپیشه است- به برنامه‌ی زنده‌ی لری کینگ افتخار داده و پیش ما آمده‌اند. او کسی است که جوایز زیادی کسب کرده، فعالیت‌های اجتماعی قابل تحسینی داشته مثلا دو بار تا به حال به عراق سفر کرده و اکنون در کنار ما حضور دارد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"> فیلم جدید او یعنی &#8220;همه‌ی مردان پادشاه&#8221; هم در ۲۲ دسامبر نمایش داده شد. البته من نسخه‌ی اصلی آن را توسط برودریک کرافورد یادم هست که برنده‌ی جایزه‌ی دانشگاه شد و واقعا مهیج بود. این فیلم هم فوق‌العاده است و به‌نظر من جایزه خواهد برد. راجع به آن در طول برنامه صحبت خواهیم کرد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله درسته.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: البته چیزهای زیادی راجع به شما وجود دارد که می‌شود راجع به آن صحبت کرد، سال‌های پربار و فیلم‌های فوق‌العاده. اما فعلا فکر کنم شما مایلید راجع به تراژدی فامیلی‌تان صحبت کنیم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: خوب بگویید چه‌طور بود؟ چه‌طور درگیرش شدید؟ حتما خیلی به هم نزدیک بودید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله خیلی با هم صمیمی بودیم. شاید احساس‌ام را در یک جمله این‌چنین بشود گفت: شخصیت جالبی که با تمام وجود دوستش داشتم و دوست داشتم وقت بیشتری را با او بگذرانم. آن‌قدر به او نزدیک بودم که حتی بعد از آن اتفاق او را در لابی هتل می‌دیدم، با هم قدم می‌زدیم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: می‌شود گفت همه‌ی ما در مورد مرگ پدر و مادر تجربه داریم یا خواهیم داشت چون طبیعتا پدر و مادر قبل از ما می‌میرند و همین‌طور در مورد مرگ بچه‌ها که می‌شود گفت بدترین نوع تراژدی فامیلی است که البته شما آن را در فیلم &#8220;رودخانه‌ی مرموز&#8221; به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیدید، فقدان‌های این‌چنینی را شبیه به چه‌ چیزی می‌دانید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: آن‌ها جزیی از شما هستند. در زمان‌ها و موقعیت‌های مختلف بازوی چپ و راست ما هستند و در شرایط این‌چنینی از دست دادن آن‌‌ها مانند از دست دادن بازوهاست.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ خیلی طول کشید که به این مشکل غلبه کنید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: فکر نمی‌کنم بشود به آن غلبه کرد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: یعنی بر آن غلبه نکردید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: در واقع نخواستم که این کار را بکنم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: یعنی می‌خواهید آن را در ذهن‌تان نگه دارید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: البته نمی‌خواهم موضوع را زیاد کش بدهم اما آیا فکر می‌کنید مشکلی برای برادرتان به‌وجود آمده بود؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب، مشکل او وزن زیادش بود. او در بیشتر مواقع به خودش بد می‌کرد اما در انتهای کار این‌چنین نبود. منظورم این است که او بر اثر مرگ طبیعی مرد. زندگی سخت و مرگی که او را به ظهور رساند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: می‌توانیم بدانیم علت چه بوده؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نظر پزشک قانونی مرگ طبیعی بود اما موضوع پشت پرده قلب بزرگ و حساسی بود که او داشت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: بازیگر خوبی بود؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: درون او و روحی که داشت مثال‌ زدنی نیست. اگر یک دفعه به اسم آیرونیکالی &#8220;تشیع جنازه&#8221; که برادرم در آن شرکت داشت دقت کنید می‌فهمید چه می‌گویم. این قطعه از کار همیشه و در هر زمان در روح من نفوذ می‌کند. او همیشه نظرات مخصوص به خودش را داشت عقاید بی‌خود در او اثرگذار نبود و همان‌طور زندگی می‌کرد که خودش تصمیم گرفته بود و می‌توانم بگویم شخصیتی با استعداد نظیر او را در هیچ شخصیت دیگری نمی‌توانم ببینم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: درست است که شما با او کار می‌کردید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: در فیلم &#8220;در فاصله‌ی نزدیک&#8221;؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: چه‌طور بود؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: واقعا خوب بود. یکی از خاطرات جالب من است و برادرم در آن خیلی خوب ظاهر شد و صحنه‌های خوبی را در کنار هم داشتیم، اما متاسفانه نتوانستم زیاد با برادرم کار کنم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: آیا شما تکنیک‌های شبیه به‌هم داشتید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه، هیچ وجه تشابه تکنیکی بین من و برادرم وجود نداشت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: چگونه خودتان را تعریف می‌کنید؟ به قول گفتنی آیا شما می‌توانید &#8220;آنتونی کویین&#8221; باشید که می‌گوید: &#8220;من نقش را بازی نمی‌کنم بلکه آن را زنده می‌کنم و مانند گوشتی که در آبلیمو و نمک مزه‌دار می‌کنند در می‌آورم&#8221; آیا شما هم همین‌ کار را می‌کنید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: به نظر من این در فیلم‌ها و همین‌طور در نقش‌های مختلف فرق می‌کند. وقتی در موضوع‌های متفاوت وارد بحث می‌شویم در نهایت این نظر کارگردان است که مهم است. اوست که محیط را می‌سازد و هر کارگردانی استعدادها و طبیعت خاص خودش را دارد و همان شرایطی را که خودش می‌خواهد در اطراف به‌وجود می‌آورد و شما در واقع راهرو این رهبر هستید و البته باید سعی کنید هنر خودت را به‌نحوی مسیریابی کنی و به عرصه‌ی ظهور برسانی که با تمام شرایط موجود جور در بیاید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ آیا شما این کار را کرده‌اید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن:‌ بستگی به‌نظر کارگردان دارد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: وقتی‌که مخالف با شرایط باشید چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا می‌شود گفت که شما برنده می‌شوید چون شما &#8220;شون پن&#8221; هستید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن:‌ شما شاید بتوانید در یک دعوا برنده شوید اما در یک جنگ برنده‌ی فردی وجود ندارد. و این میل و رغبت کارگردان نیست که شما را برنده می‌کند. اگر شما سعی کنید، در انتهای روز او تصمیم می‌گیرد فیلم را در اتاق تدوین مرور کند و محدودیت‌ها و هر نکته‌ی ریز را در ذهنش بررسی کند. اما جایی‌که نظری مخالف نظر او دارید چه خوب باشد و چه بد شما هر چه به زحمت دست و پا بزنید و او نفهمد تجسم‌ها با هم جور در نمی‌آید.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">کینگ: حالا می‌خواهم راجع به این دو مسئله صحبت کنم یکی &#8220;کاترینا&#8221; و دیگری فیلم بی‌نظیرتان &#8220;همه‌ی مردان پادشاه&#8221;. ابتدا بگویید نظرتان راجع به &#8220;مل گیبسون&#8221; چیست؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خیلی کم او را می‌شناسم. اگر شهرتش را کنار بگذاریم فکر نمی‌کنم بیشتر از یک فرد معمولی ضرورتا چیزی برای شنیدن وجود داشته باشد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: وقتی شما چیزهایی از این قبیل می‌شنوید که: &#8220;شون پن&#8221; بهترین هنرپیشه است و او مورد علاقه‌ی همه‌ی منتقدان است یا از این قبیل شما چه فکر می‌کنید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: اصلا اعتقاد ندارم چیزی به‌عنوان بهترین هنرپیشه وجود داشته باشد. چون گاهی اوقات به‌طور ناگهانی به مرتبه‌ای می‌رسی که بسیار پست می‌شوی. همیشه فکر می‌کنم باید به یک آرامش نسبی برسم و از تماشای &#8220;دانیل دی‌لوئیس&#8221; در فیلم &#8220;اشعار افسانه‌ای جک رز&#8221; به این آرامش می‌رسم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: تا حالا شده راجع به چیزی بگویید: خدایا آیا از انجام آن خشنود خواهم شد؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه به آن معنی.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: نه؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه را به‌خاطر این می‌گویم که این شرایطی است که در تمام مراحل کاری برای من پیش می‌آید. در واقع درست قبل از شروع تمام کار‌های من، نوعی ترس به سراغ من می‌آید و هر چه جلو می‌روم بیشتر می‌شود این فکر که آیا انرژی مالی یا بدنی لازم را برای انجام کارم دارم. ممکن است گاهی اوقات به عقب برگردم و بگویم: آیا از انجام کارمان راضی هستیم بچه‌ها.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: حالا می‌رویم سراغ &#8220;کاترینا&#8221;، &#8220;نیورلند&#8221; و فیلم‌تان. راجع به &#8220;تام‌کروز&#8221; چه می‌توانید بگویید؟ یک آدم مذهبی که همه‌چیز را در لفافه قرار می‌دهد؟ به‌خاطر همین توجه همه را به خودش جلب می‌کند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: فکر نمی‌کنم به خاطر این باشد. &#8220;تام کروز&#8221; ستاره‌ی سینما است و قصد دارد تا آخر باقی بماند. او شخصیت پیچیده‌ای دارد. یک موقع خیلی به او علاقه داشتم و او را بیشتر می‌شناختم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: هنرمند سخت‌کوشی است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله. بسیار سخت‌کوش است. این را طی تجارب کاری‌ای که با او داشتم فهمیدم. او علاوه بر این‌که هنرپیشه‌ی خوبی است، جوان فوق‌العاده‌ای است. به‌هر‌حال این مسایل برای او مهم نیست که بقیه از او تعریف کنند یا نه، او کار خودش را می‌کند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: خوب زندگی چه‌طور می‌گذرد؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خیلی خوب، متشکرم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: همه‌چیز خوب است؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب، بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: شنیدم شما همسر خیلی خوبی دارید، درسته؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله همسر خوب و همین‌طور بچه‌های خوب.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: هنوز در سانفرانسیسکو زندگی می‌کنید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: چرا؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: آن‌جا نسبت به این‌جا آرام‌تر است. لوس‌آنجلس یا نیویورک، همین‌طور برای بچه‌هایم. جایی که من زندگی می‌کنم به طور معمول مردمش به نوعی به علاقه‌ی مبتذل هالیوودی وابستگی کمتری نشان می‌دهند. آن‌ها قادرند فیلم را در هر شرایطی دوست داشته باشند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: یعنی آن‌ها فیلم‌ها را ابلهانه نگاه نمی‌کنند؟ راستی مطبوعاتی‌های سمج شما را تعقیب نمی‌کنند؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: خوبه، نه؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله، خیلی خوب.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ خوب،‌ نیورلند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: آها&#8230;</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: &#8220;کاترینا&#8221; و فیلم‌تان همزمان بودند؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: فیلم را تمام کرده بودید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله. دو ماه بعد از تمام شدن فیلم، &#8220;کاترینا&#8221; اتفاق افتاد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: از آن‌جا خوش‌تان آمده بود؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله. خیلی وابسته شده بودم. معمولا راننده را به مرخصی می‌فرستادم و خودم مانند موش‌های صحرایی در فضاهای باز کنار جاده و روستا‌های اطراف رانندگی می‌کردم. رانندگی در خارج از شهر تنها بهانه‌ی من برای بیشتر ماندن در این شهر بود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: در زمان طوفان &#8220;کاترینا&#8221; شما همه‌چیز را دیدید و فیلم هم گرفتید، درست است؟، آن را چه‌طور توجیه می‌کنید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب شما می‌دانید که آن اتفاق افتاد همان‌طور که همه می‌دانستند اتفاق می‌افتد. در تمام سال‌هایی که من به نیورلند سفر می‌کردم روزی نبود که راجع به یک حقیقت یا یک خطر که در زیر لایه‌های زیرین دریا نهفته است و روزی منجر به یک طوفان بزرگ خواهد شد صحبت نشود که دست آخر هم مشکل‌ساز شد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: پس عجیب است که نتوانستیم سازمان‌دهی‌اش کنیم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: و عجیب‌تر این‌که هیچ جواب‌گویی برای آن وجود ندارد حالا چه نیورلند یا هر مکان دیگری. می‌خواهم بگویم نوعی سهل‌انگاری که تا به حال شنیده نشده است. به هر حال بسیار بد بود خیلی واقعی و باور نکردنی، آن‌قدر سریع که مردم فرصتی برای چاره‌اندیشی پیدا نکرده بودند و معلوم نیست در آن شرایط خالی از امید به زندگی چه تصوری در ذهن آن‌ها بوده است. آه خدای من! چه بلایی به سر مردم فرنچ کوارتر(French Quarter)  }یکی از محله‌های بسیار قدیمی و مشهور مربوط به ۱۷۱۸ در نیورلند. م} آمده، آب مانند گیوتین خانه‌ها را از جا کنده بود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: شما رفتید آن‌جا؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: چه مدت بعد؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: روز چهارم بود که به محل اصلی حادثه رسیدیم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: به امید کمک؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله. همه‌چیز خیلی بی‌نظم و شلوغ‌ پلوغ بود. اما چیز ساده‌ای که به‌نظر می‌رسید این‌که همه کمک می‌خواستند اما کمک‌ها کافی نبود. تنها کاری که در آن لحظه می‌توانستیم انجام دهیم این بود که یک قایق بگیریم برویم داخل آب و مردم را نجات دهیم و برگردیم و دوباره همین کار را تکرار کنیم. حسی که در این میان به من دست داده بود حاکی از نوعی شرمساری بود چون برای بازماندگان پشتیبانی بیشتری لازم بود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: دیدن مردم در چنین شرایطی چه‌طور بود؟ اصلا تا حالا چنین چیزی دیده بودید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: خوب، فکر می‌کنم در آن لحظه همه شوکه بودند. اکثر مردم در آب و تاریکی بودند. زمانی که ما رسیدیم نصف شب بود، منظورم این است که هیچ نوری دیده نمی‌شد و برق‌ها همه قطع بود به هر طرف که می‌چرخیدی به آب، گل یا درخت‌های واژگون برخورد می‌کردیم به‌طوری که نمی‌توانستی رد بشوی و پیدا کردن جایی برای این‌که شب را بگذرانیم بسیار مشکل بود. در طول آن شب که ما در خانه‌ای در &#8220;گاردن ایستر&#8221; بودیم، آن بیرون خیلی‌ها در سیاه‌آب‌ها و در چاله‌ها گیر افتاده بودند. صبح زود که رفتیم بیرون اصلا قابل توصیف نیست. موقعیت پیچیده‌ای بود بعضی‌ها حتی تمایل به کمک هم نداشتند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: گروهی از مردم می‌گویند که شما این کار را به‌خاطر شهرتش انجام دادید، شهرتی که به مسایل سینمایی شما مربوط می‌شود. این‌طور مواقع چه سیاستی دارید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: هر کسی ممکن است بگوید. همین‌طور که شما الان دارید می‌گویید ولی اصلا مهم نیست من با کاردانی و سیاست خودم همه‌ی این افکار را رد می‌کنم.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">کینگ: یعنی آن را نادیده می‌گیرید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">کینگ: شما همیشه قادر هستید این کار را انجام دهید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب، من ظاهرا این کار را انجام می‌دهم اما از درون شاید نتوانم. هر چه باشد من یک انسان هستم و با دیدن این مسایل به من ضربه وارد می‌شود و در آن شرایط چون می‌دانستیم که می‌توانیم به مردم کمک کنیم، پس این کار را کردیم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: بله درست است شما برای تبلیغ آن‌جا نرفته بودید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: در این حادثه و در عکس‌العمل‌های ماموران و مردم، مشکلی که وجود داشت مسئله‌ی نژاد‌پرستی بود. البته این حقیقتی است که در تمام جهان وجود دارد. اکثر آسیب‌دیدگان، سیاه‌پوست بودند و این روزها خطرناک است که راجع به مسایلی که هنوز به روشنی نقد نشده‌اند صحبت کرد. فاصله‌ی عمومی‌ای که نژادها احساس می‌کنند بین یکدیگر دارند باعث می‌شود احساس همدردی کمتری نسبت به هم داشته باشند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">کینگ:‌ می‌توانیم به داستان سیاسی &#8220;لویزیانا&#8221; که در فیلم &#8220;همه‌ی مردان پادشاه&#8221; به تصویر کشیده شده است برگردیم؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله، البته شما درست می‌گویید؛ نمی‌شود گفت یک فیلم سیاسی نیست. به‌خاطر جو خاصی که دارد و راجع به سرزمین &#8220;لویزیانا&#8221; است. و از بسیاری از افراد سیاسی در این فیلم کمک گرفته شده از جمله: &#8220;جیمز کارویل&#8221;، &#8220;مایک مداوو&#8221;، &#8220;امی پاسکال&#8221; که همگی افکار سیاسی قوی‌ای دارند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: بله اما نقشی که شما بازی کردید: &#8220;ویلی استارک&#8221; که شرح همان &#8220;هیوی لانگ&#8221; فرماندار مشهور و سابق لویزیانا است، شخصیتی که تحت تاثیر قدرت نامشروع قرار گرفت و سپس این قدرت استبدادی او را از بین می‌برد. درست است؟ آیا می‌شود آن را به بعضی از اشکال سیاسی امروز تعبیر کرد؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب، بله. &#8220;هیوی لانگ&#8221; به عنوان شهردار و عضو هیات سنا تا زمان مرگش یعنی در سال ۱۹۳۵ خدمت کرد. در واقع &#8220;ویلی استارک&#8221; هم مانند او پسر یک روستایی بی‌سواد بود که به دلیل استعدادش به قدرت سیاسی بالایی دست یافت و برای کمک به رعیت‌های فقیر، قوانین مالیاتی برای ثرونمندان وضع کرد. اما به‌تدریج دشمنانش او را احاطه کردند و از پشت به او ضربه زدند و در آخر هم از بین رفت. &#8220;هیوی لانگ&#8221; در سال ۱۹۳۲ حرف بسیار جالبی زد،‌ او گفت: &#8220;فاشیسم دوباره به آمریکا برخواهد گشت البته تحت عنوان نامی دیگر شاید ضدفاشیسمAntifascism)&#8221; ).</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: در فیلم چه‌طور توانستید روی لهجه کار کنید؟ به نظر کار سختی می‌آید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: به هر حال وقتی تصمیم گرفتیم این کار را انجام بدهیم راجع به لهجه‌ی دوران &#8220;هیوی لانگ&#8221; هم تحقیق کردیم. باید صحنه، طبق رمان &#8220;رابرت پن وارن&#8221; (نویسنده‌ی رمان &#8220;همه‌ی مردان پادشاه&#8221;) و با جزییات لهجه‌ی آن زمان در &#8220;لویزیانا&#8221; طراحی می‌شد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">خوب، در این مواقع شما می‌روید به آن مناطقی که آن لهجه را دارند. برخلاف &#8220;نیواورلئان&#8221; که لهجه‌ی جالبی دارد و لهجه‌ی آن شبیه به &#8220;بروکلین&#8221; است اما آن‌جا در آن پایین لهجه بسیار گیج‌کننده است و به‌نظر می‌رسد که درهم ‌برهم است. اما در &#8220;لویزیانا&#8221; ما مسایل زیادی کشف کردیم. در سخنرانی‌های آن زمان تاثیرات پروتستانی دیده می‌شود. من وقت زیادی گذاشتم و نوارهای زیادی را گوش کردم همین‌طور با تیم مونیچ که استاد گویش محلی، مخصوصا گویش آن زمان است، کار کردم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: راجع به اجرای &#8220;جود لاو&#8221; که نقش &#8220;جک بردن&#8221; را بازی می‌کرد چه نظری دارید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب جالب بود. او یکی از کاراکترهای مرد پرجذبه است. در بازی او نوعی احساس سلامت و آرامش وجدان تداعی می‌شود و محتوای عمیقی را به اثر می‌بخشد. کار با او را خیلی دوست دارم.                                 </span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ در مورد کار با &#8220;آنتونی هاپکینز&#8221; چه نظری دارید؟ تا حالا با او کار کرده بودید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: چند دفعه قرار بود، اما نشد. او واقعا قابل تقدیر است،‌ یک بازیگر کاملا ویژه.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: وقتی دارید با او کار می‌کنید انگار دارید یک کار سطح بالا انجام می‌دهید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله، خوب راجع به هنرپیشه‌ها این آسان است که قضاوت کنیم، اما در شغل ما نوعی رابطه و احترام متقابل وجود دارد و هر عملی که رخ می‌دهد، در تقابل با عملی دیگر است. تهیه‌کنندگان‌ به کاری که می‌کنند اعتقاد دارند و تمام افراد استودیو هم همین‌طور، و در این فیلم &#8220;استیو زیلان&#8221; (Steve Zaillian)  که هم تهیه‌کننده بود و هم نویسنده و هم کارگردان. در واقع او ستاره‌ی فیلم است همان‌طور که هرکدام از ما هنرپیشه‌ها، هستیم. او این کار را با غرور و اعتماد به‌نفس شروع کرد و هنگامی‌که می‌نویسد صحنه‌ها را در ذهنش تجسم می‌کند که هر بازیگر چه حرکتی انجام دهد و در واقع با آن زندگی می‌کند. او جوانی است بسیار مودب و با آبرو و همین‌طور بقیه که همگی با هم در این مجموعه زحمت کشیده‌اند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: او فیلم &#8220;لیست اسچینلر&#8221; که یک درام جنگی و تاریخی است، را هم نوشته، درست است؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">کینگ: و ما نباید &#8220;جیمز گاندولفینی&#8221; را از قلم بینداریم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن:‌ اوه، بله &#8220;جیمز&#8221;، او هم بازیگر جالبی است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: او هم لهجه را خوب فرا گرفته بود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله، البته همه‌ی بازیگران هم خوب اجرا می‌کردند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ خوب حالا برویم سراغ عراق. شرایط جنگی آن‌جا کمی آرام‌تر شده است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه، آرام‌تر نیست فقط توجیهش کمی ساده است. &#8220;دان رامزفل&#8221; ( (Don Rumsfeld شاید برای هر چیزی نگران باشد به جز برای بدبختی‌های بیشماری که او برای نوع بشر به‌وجود آورده است. با توجیهاتی ساده و مسخره. آن‌ها طبل‌هایشان را هر چه بلندتر می‌نوازند تا کسی صدای‌ آهسته‌ی خودشان را نفهمد. مانند آن‌چه که در ۲۰۰۲ به همراه &#8220;اینرون&#8221; (Enron) (وزیر خارجه‌ی اسبق انگلیس) انجام دادند. و اکنون شرایط به نوع دیگری است، حقیقتی که اتفاق می‌افتد با صدای بوم بوم &#8230; .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">عراقی‌ها و آمریکایی‌های بی‌گناه در این جنگ خواهند مرد بدون این‌که خودشان بخواهند و این همان چیزی است که نیکسون زمانی که از ویتنام بیرون آمد آن را صلح با عزت نامید. فکر می‌کنم که این وضعیت مردم را هم بر آن می‌سازد که فکر کنند این وسط نوعی نامردی وجود دارد. حالا موقع این است که نیروهای‌مان را به طرف خودمان بکشیم، وقت آن است که نظام‌مان را عوض کنیم چون دنیای بدی برای خود ساخته‌ایم و برای همه مبرهن شده که ما تروریست‌های تندرو هستیم. بنابراین چیزی که اتفاق افتاده در واقع نوعی جنگ داخلی است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: اما وقتی که رئیس‌جمهور می‌گوید ما باید دموکراسی نوظهور را پشتیبانی کنیم چون برای مردم جهان بهتر است، منظورش چیست؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: درواقع او دارد دموکراسی ما را هم خراب می‌کند. هنگامی‌که با مردم هستی به‌عنوان یکی از آن‌ها نه به‌عنوان یک دموکرات یا جمهوری‌خواه،‌ بعد می‌فهمی که چرا این‌قدر هواداران کم هستند. چون مردم خیلی چیزها را می‌فهمند آن‌ها عقل سلیم دارند. می‌آیند در رای‌گیری شرکت می‌کنند و بعد می‌گویند که آیا ما با این انتخاب باز هم خون مردم را خواهیم مکید؟ آیا ما باز هم پیروان متعصب سیاست و چیزهای کثیفی از این قبیل خواهیم بود. به هر حال هیچ دموکراتی در صحنه‌ی رای دادن وجود ندارد که نقشه‌ای برای خارج کردن نیروهای امریکایی از عراق نداشته باشد،‌ حداقل برای گفتنش جرات دارند. ترس من از این است که ما هیچ‌وقت انتخاب خوبی نداشته باشیم.  </span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: چه مدت در عراق بودید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: ۲۰ یا ۲۱ روز.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: اولین بار بود که می‌رفتید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: نه، دومین بار چون قبل از آن فیلم &#8220;شیپور خاموشی&#8221; را با تیم هاتون در آن‌جا داشتم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: اوه، بله. فیلم بسیار جالبی بود. راجع به مسافرت‌تان بگوئید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب شما می‌دانید که من استراتژی جنگی ندارم اما آن‌جا من را به این چشم نگاه می‌کردند. ما یک سفر اجباری هم به قسمت کرد‌ها داشتیم، کسانی‌که زمانی رابطه‌ی خوبی با آن‌ها داشتند و همین‌طور شیعه‌ها و سنی‌ها را دیدم. سفری هم به ایران داشتم. اما سفرم به ایران خیلی برایم شوک برانگیز بود. ما خیلی نادان هستیم اگر فکر کنیم که می‌توانیم ایرانیان را تحت سلطه‌ی خود درآوریم، من نمی‌دانم چه‌طور می‌شود به این مردم چنین اهریمنی و شیطانی نگاه کرد. من فکر می‌کنم بعضی تصورات برحق برای نگهداری بعضی تجهیزات جنگی برای کرد‌ها در طول یک دوره‌ی تثبیت وجود دارد که اتفاق خواهد افتاد. روزی ممکن است نیروهای خارجی در عراق وجود نداشته باشند اما الان چنان شرایط وحشتناکی داریم که حتی ارتش‌ها هم از پس درست کردن آن بر نمی‌آیند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: منظورتان چیست؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: زمان آن است که زندگی و آینده‌ی بچه‌ها را نجات دهیم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: منظورتان این است که یک کشور که ممکن است سلاح هسته‌ای داشته باشد را به حال خودش بگذاریم. یا این‌که سازمان ملل متحد باید جواز بدهد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: من کریسمس اخیر را در &#8220;هاوانا&#8221; بودم و با آقای &#8220;فیدل‌کاسترو&#8221; یک نشست یک و نیم ساعته داشتم. شاید در مورد سیاست‌هایش نظر خاصی نداشته باشم یا خیلی از نظراتش را رد کنم اما در مورد این آدم احساسات پیچیده‌ای پیدا کردم بیشتر در مورد افکار و عقایدش به‌عنوان یک آدم معتقد و با ایمان. واضح است که او در کوبا مانده به‌خاطر تعهداتش. کشتی‌های فرانسوی و هر کشتی که بخواهد با کوبا وارد معامله بشود، اگر آن‌ها بخواهند در کوبا لنگرگیری کنند نمی‌توانند شش ماه بیشتر به ایالات متحده مسافرت کنند و بیایند به بندر. یعنی به رهبرانشان کمک کردند که از ایالات متحده به‌عنوان یک بلاگردان استفاده کنند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: به ایران هم رفته‌اید درسته؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله مدتی در ایران بوده‌ام.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: در مورد ایران بگویید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: اولین چیزی که به ذهن می‌رسد آقای احمدی‌نژاد است. او مانند مردم عادی در خیابان است و نمی‌شود گفت از نظر سیاسی شخصیت پیچیده‌ای دارد. هر بازیگر ستاره‌ی هالیوود می‌تواند برود به ایران و خیلی زود بفهمد که احمدی‌نژاد آن‌قدر که خاتمی خوب بود نیست. نکته‌ای که در مورد خاتمی وجود دارد و مردم را این‌چنین از خود ناامید کرد این است که او اصلا قادر نبود آزادی را آن طور که می‌گفت برای ایرانیان وضع کند او در واقع از طرف رهبران SUPPER LEADER به‌کار گمارده می‌شد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">و اما در مورد مردم ایران،‌ من فکر می‌کنم که آن‌ها فرهنگ بسیار قدیمی و کهنی دارند که البته الان می‌توان غمی را در چهره‌ی همه‌ی آن‌ها یافت و آن از دست دادن جوانان بسیاری در جبهه‌های جنگ ایران و عراق است و این غم و تاسف در همه‌ی آن‌‌ها به یادگار مانده است. این‌همه جوانانی که مردند و این جمعیت غالب مردم که کشته شدند، چه مسلمانان دینداری بودند یا نه، می‌خواستند بگویند که دین از سیاست جدا نیست. و این به انتخاب یک حکومت مردمی کمک می‌کند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: مردم عراق را چه‌طور دیدید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خیلی گرم و جالب به‌طوری که در ذهنم ماندند. آن‌ها با ایرانی‌ها خیلی متفاوت بودند برخلاف آن چیزی که امریکایی‌ها فکر می‌کنند که ایرانی‌ها از نژاد عرب هستند، اما آن‌ها انسان‌های با فرهنگ نژاد فارس هستند.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">عراقی‌ها هم به‌طور باور نکردنی خونگرم و صمیمی بودند و همین‌طور بسیار بامزه. و موضوع مورد توجه دیگر مسئله‌ی جنگ در عراق بود، چیزی که مردم به سختی راجع به آن صحبت می‌کردند. حال اگر ما در کشور خودمان مورد حمله واقع شویم چه پیش می‌آید،‌ همان‌طور که تابی کیث ((Toby keith در آوازهایش می‌خواند، دنبال چه استراتژی خواهیم رفت؟                               </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">تا این‌که در ۱۱ سپتامبر مورد حمله واقع شدیم، بعد دنبال دلیل گشتیم و یک‌راست رفتیم سراغ افغانستان و آن هم مورد استثمار قرار گرفت سپس همه‌جا چنین وانمود شد که ما افرادی خشک، بی‌منطق و بی‌احساس هستیم. اما افرادی که می‌خواهند افکاری این‌چنینی داشته باشند بهتر است اول تحقیق کنند ببینند جنگ چیست؟ جنگ همان چیزی است که من عواقبش را در عراق دیدم؛ یک دختر ۱۹ ساله که از ناحیه‌ی فک و زبان صدمه دیده بود و من با برادر و مادرش دوست شده بودم، او در حمله‌ی امریکایی‌ها به بغداد مجروح شده بود. و من فکر می‌کنم که مردم مجبورند این صحنه‌ها را هر روز ببینند. ما قبل از این‌که جنگ را شروع کنیم باید خط سیر گلوله‌ها را دنبال کنیم ببینیم به چه چیزی می‌رسیم و زمانی که اجازه دادید آن اتفاق بیفتد به سراغ ارتشی که رهسپار است برویم و بپرسیم: آیا شما مطمئن هستید که آن‌ها سلاح هسته‌ای دارند، اصلا چرا دارید می‌روید آن‌جا؟ و اگر جواب این سوال را نمی‌دانید حتی آن انسان خشک و بی‌فکر هم نخواهید بود بلکه مانند گوسفندی خواهید بود و احمق‌تر کسانی هستند که شما را به این جنگ واداشته‌اند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: آیا شما می‌گویید که دولت اشتباه می‌کند یا بی‌راهه می‌رود؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: هم اشتباه و هم بی‌راهه. و اما افراد رده‌ی بالای دولتی که این کار را می‌کنند در واقع دارند ما را اغفال می‌کنند. ما را گول می‌زنند تا نگرش ما را خیانت‌آمیز کنند. اما این خیانت هیچ‌‌گاه در امریکا اتفاق نمی‌افتد همان‌طور که &#8220;ویدال&#8221; (Gole Vidal) می‌گوید و شما باید به این فکر رضایت دهید که دارید برای آینده‌ی بچه‌هایتان قربانی می‌دهید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: بله، شما چه فلسفه‌ی قوی دارید. آیا شما می‌توانید نقش یک آدم متعصب جناح راست را بازی کنید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله البته.</span></p>
<p>کینگ: الان دارید چکار می‌کنید؟<br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: در حال کارگردانی یک فیلم هستم. از کتاب &#8220;جان کرگور&#8221;، &#8220;به سوی دیوانگی&#8221;</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: کی در آن بازی می‌کند؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن:‌ &#8220;امیل هارش&#8221; نقش اصلی است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: کارگردانی را دوست دارید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله، خیلی زیاد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: قبلا هم این کار را کردید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن:‌ بله، چندتایی فیلم تا حالا ساخته‌ام. مثلا فیلم &#8220;بیعانه&#8221; The Pledge)) ،&#8221; Crossing Guard &#8220;، &#8220;به سوی دیوانگی&#8221; و &#8220;دونده‌ی هندی&#8221; (The Indian Runne)r .                          </span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: در فیلم &#8220;رودخانه‌ی مرموز&#8221; با &#8220;کلینت ایستوود&#8221; کار کردید. کار با او چه‌طور بود؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: هر چه که فکر کنید جالب.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: چرا؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: &#8220;ایستوود&#8221; آدم ساده‌ای است و همیشه همان چیزی را می‌گوید که هست. موضوع جالب راجع به او قدرت آرامشی است که دارد. مثلا اگر در حین کار دوربین مدار بسته‌ای جلوی شما باشد،‌ هیچ‌گاه متوجه نخواهید شد که &#8220;ایستوود&#8221; کدام است،‌ حتی اگر او را بشناسید نخواهید دانست که کارگردان است یا سمت دیگری دارد. دوربین می‌رود و او کارش را می‌کند و ممکن است که به‌نظر برسد که او در کارش زیاد تلاش نمی‌کند اما او آن‌قدر باهوش و زرنگ است که کارش را به همین نحو انجام می‌دهد</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ او به واسطه‌ی همین فیلم معروف &#8220;رودخانه‌ی مرموز&#8221; و بازیگران خوب این فیلم شهرت زیادی به دست آورد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ صحنه‌ی معروف مرگ دخترتان را در این فیلم که از بالا هم فیلم‌برداری شده بود را چطور آن‌قدر خوب بازی کردید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب در آن لحظه در آن مکان به آن فکر می‌کنی و آن را بازی می‌کنی و بعد دیگر اصلا به آن فکر نمی‌کنی.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: سکانس‌های زیادی را از این صحنه فیلم‌برداری کردید؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: خوب، &#8220;ایستوود&#8221; در حین آرامی فرز است و به نظرات هنرپیشه‌ها احترام می‌گذارد تا زمانی‌که آن‌ها بتوانند نقش را خوب اجرا کنند،‌ بعد می‌گوید: شبیه به چیزی است که من می‌خواستم.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ: باز هم دوست داری با او کار کنی؟</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: بله،‌ از صمیم قلب.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;"><br />
کینگ:‌ از هم‌صحبتی با ما متشکرم &#8220;شون&#8221;.</span><br />
<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">پن: من هم متشکرم.</span></p>
<p style="text-align: center;">مترجم : <strong>فرزانه قنبری<br />
</strong>ارسال به سایت آگاه فیلم : ۲۲ آذر ۱۳۸۵</p>
</div>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/iranians-have-a-rich-and-ancient-culture/">شون پن : ایرانیان فرهنگ غنی و کهنی دارند</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/iranians-have-a-rich-and-ancient-culture/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">11604</post-id>
	</item>
	</channel>
</rss>
