<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >

<channel>
	<title>بایگانی‌های فرزاد مؤتمن - SAYF.IR</title>
	<atom:link href="https://sayf.ir/tag/%d9%81%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%a4%d8%aa%d9%85%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://sayf.ir/tag/فرزاد-مؤتمن/</link>
	<description>سیف دات آی آر (مربی و مشاور فیلم‌نامه‌نویسی و فیلم‌سازی)</description>
	<lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2009 19:23:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://sayf.ir/wp-content/uploads/2025/06/cropped-Arm-150.150-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های فرزاد مؤتمن - SAYF.IR</title>
	<link>https://sayf.ir/tag/فرزاد-مؤتمن/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">108950406</site>	<item>
		<title>حسین عصاران: &#8220;صداها &#8221; گامی به پیش</title>
		<link>https://sayf.ir/vagier/</link>
					<comments>https://sayf.ir/vagier/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Feb 2009 19:23:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد هنری]]></category>
		<category><![CDATA[آگاه فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره]]></category>
		<category><![CDATA[حسین عصاران]]></category>
		<category><![CDATA[رویا نونهالی]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فرزاد مؤتمن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=2710</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسین عصاران: "گامی به پیش" نگاهی به فیلم "صداها"</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/vagier/">حسین عصاران: &#8220;صداها &#8221; گامی به پیش</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><b>صداها</b></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>حسین عصاران:</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><b>گامی به پیش</b></p>
<hr />
<div style="text-align: justify;"><img decoding="async" class=" alignleft" src="http://axgig.com/images/89241337491431585093.gif" alt="89241337491431585093.gif" /></div>
<p style="text-align: justify;">با شناختی که من از &#8220;فرزاد مؤتمن&#8221; داشتم تصور نمی‌کردم فیلم خوبی بسازد. چون تا به حال هر فیلمی از ایشان دیدم فیلم خوبی از کار درنیامده. مخصوصا زمانی‌که &#8220;سعید حقیقی&#8221; فیلم‌نامه‌نویس‌اش بود &#8211; در فیلم‌های &#8220;شب‌های روشن&#8221; و &#8220;هفت پرده&#8221; که اکران نشد- ولی در فیلم &#8220;صداها&#8221; فکر نمی‌کردم به این زیبایی در آمده باشد و این روایت تودرتویی که لازمه‌ی فیلم است.</p>
<p style="text-align: justify;">اولین نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که چرا داستان فیلم خطی روایت نشد؟ چرا ما باید داستان &#8220;رویا نونهالی&#8221; را رها کنیم و ناگهان به سمت پایین پرتاب شویم. و اصلا کی به پلیس خبر داد؟ &#8220;پگاه آهنگرانی&#8221;،‌ او کیست؟ و چرا از خانه بیرون آمد و چرا به پلیس زنگ زد در صورتی که با اولین سروصدا در پله‌ها که آدم به پلیس زنگ نمی‌زند. بنابراین این لازم بوده که برویم و برگردیم و این شخصیت‌ها را بشناسیم و تداخلی را که در زندگی همدیگر دارند را بشناسیم. زمانی که دکمه‌ی آیفون را می‌فشارد، یکی از آن‌ها آیفون را برای یکی دیگر می‌فشارد و در وضعیت عصبی اصلا نمی‌داند که برای چه کسی دکمه‌ی آیفون را می‌زند. در حالی که به خودی خود در یک مجتمع این چنینی که زنگ نمی‌زنند. این رفت و برگشت‌ها کاملا تاثیر دارد. در کنار این، به‌نظر من آن اساس و هسته‌ی این‌که جریانات زندگی‌ها دارد شنیده می‌شود توسط فردی به‌نام صدابردار که در آن دخالت نمی‌کند که اگر بخواهد دخالت کند اکت به این آخری می‌رسد. داستان براساس دخالت پیش می‌رود. &#8220;آتیلا پسیانی&#8221; در زندگی جدید آن‌ها دخالت می‌کند. مادر دخالت می‌کند. این دختر آمده در زندگی &#8220;شهرام&#8221; و زن معتاد دخالت می‌کند و صدابردار که همه‌ی این‌ها را می‌شنود اما دخالت نمی‌کند. لحظه‌ای که دخالت می‌کنیم به‌نظر من بن‌مایه‌ی مدرن و قوی‌ای باید داشته باشیم و اتفاقات فرق می‌کند تا مادامی که دخالت نمی‌کنیم. به نظر من این روایت غیرخطی به‌شدت لازم بوده است و اصلا منطق این فیلم این را می‌خواسته است که تاثیری که زندگی دیگران بر زندگی ما دارد و اتفاقاتی که در طبقه‌ی پایین دارد می‌افتد و بن مایه‌ی مدرنش که تاثیر زندگی هر کسی بر زندگی دیگران و این‌که کارگردان توانسته از این تمهید در راستای آن چیزی که می‌خواسته استفاده کند.</p>
<p style="text-align: justify;">یعنی جزء‌ همان کل است و یا همان وحدت و کثرت. همان دنیای هولوگرافیک که من جدیدا به آن علاقه پیدا کرده‌ام این خاصیت دنیای هولوگرافیک است که هر جزء‌ ریز خصوصیات تمام کل را دارد. بیایید یک بار این‌طور به فیلم نگاه کنیم. اگر مادر &#8220;پگاه آهنگرانی&#8221; پشت پنجره نرفته بود پلیس در انتها در این خانه نمی‌آمد. اگر نرفته بود نمی‌دید که دخترش از ماشین یک پسری پیاده شده و رودست آخر را به دختر نمی‌زد که گفت مگر نمی‌بینم که با هر بی سر و پایی می‌آیی. و بعد دختر دلگیر شد و رفت خانه‌ی دوست دیگرش و او بود که دعوا کرد و از پله‌ها آمد پایین و این بود که زنگ زد به پلیس و بقیه‌ی اهالی ساختمان قرار شد که زنگ نزنند.</p>
<p style="text-align: justify;">این نکته‌ای که می‌خواهم اشاره کنم خیلی مهم است. با یک دوربین دارد توی اتاق &#8220;پگاه آهنگرانی&#8221; می‌چرخد که ما یک لحظه تصویر &#8220;ساموئل بکت&#8221; می‌بینیم و تقابلش با مادر که دارد تلویزیون نگاه می‌کند و ناخودآگاه می‌دانیم که این‌ها با هم درگیری دارند. &#8220;ساموئل بکت&#8221; و تئاتر پوچ و نهیلیست در مقابل مادری که فقط دارد کانال‌ها را عوض می‌کند. این تقابل در همین چیزهاست که به‌وجود می‌آید. و ما پیش‌بینی می‌کنیم که احتمالا تقابلی وجود دارد و از دست هم عصبی هستند. دختر جری‌تر از این حرف‌هاست که به حرف مادر گوش کند و مادر یک زندگی داشته که دختر راضی نیست و حتی با دیالوگ‌ها ما به گذشته‌ی مادر هم پی می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">فیلم &#8220;لیلا&#8221; &#8220;داریوش مهرجویی&#8221; واقعا بحثی راه انداخته بود که قدرت این کارگردان را می‌رساند، شخصیتی که &#8220;علی مصفا&#8221; بازی می‌کرد، که آدم بدی هم نبود، اما منطقی که نگاه می‌کردی می‌دیدی چه آدم بدی است و چه‌قدر موذی است. و این هنر این کارگردان بود که شخصیت &#8220;علی مصفا&#8221; می‌گفت: &#8220;نه من زن نمی‌خواهم&#8221; و &#8220;لیلا&#8221; می‌گفت: &#8220;پس وایستا و بگو نمی‌خواهم تو که می‌خواهی&#8221;. و این هنر &#8220;داریوش مهرجویی&#8221; است. حالا این‌جا &#8220;آتیلا پسیانی&#8221; شخصیت بده بود و &#8220;رویا نونهالی&#8221; شخصیت مظلوم بود. اما در عمل ما می‌فهمیم که &#8220;رویا نونهالی&#8221; ایدز دارد و در این‌جا شخصیت بده &#8220;رویا نونهالی&#8221; می‌شود و این را با یک حرکت و با یک دیالوگ نشان داده است. این‌که گفت: &#8220;تنها کسی که می‌توانسته زنگ بزند و این‌ها را بکشاند این جا تویی&#8221;. ببینید با این دیالوگ‌هاست که شخصیت‌ها برای ما رو می‌شوند، ‌در واقع مونولوگ هم نمی‌شود گفت، بلکه دیالوگ‌هایی که در کل فیلم گم است. این‌جاست که ما می‌فهمیم کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس شخصیت را می‌شناخته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته‌ی مهم دیگر این است که در سینما این فیلم را می‌دیدم، با تمام پیچیدگی‌هایی که داشت همه خیلی راحت خودشان را در اختیار فیلم قرار داده بودند، سالن خیلی ساکت بود و همه در اختیار فیلم بودند و به نظر من این همان قدرت فیلم است. و کسانی هم که از سینما آمده بودند بیرون اساس و مایه‌ی فیلم را درک کرده بودند و در جریان فیلم قرار گرفته بودند. ضمن این که بازی خانمی که نقش آن خانم معتاد را بازی می‌کرد که اسمش را هم نمی‌دانم خیلی خوب بود و به نظر من به عنوان نقش دوم می‌تواند جایزه ببرد و از آن هنرپیشه‌هایی نیست که برای زیبایی‌اش آمده است سینما. و یک مشکل هم که فیلم داشت آن صحنه‌ای بود که &#8220;رضا کیانیان&#8221; کتک می‌خورد. حالا این که روشنفکر دعوا بلد نیست، دفاع که بلد است. آن را خیلی بد در آورده بودند.</p>
<hr />
<ul>
<li style="text-align: justify;">تاریخ ارسال: ۲ اسفند ۱۳۸۷</li>
<li style="text-align: justify;">منبع: سایت آگاه فیلم</li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/vagier/">حسین عصاران: &#8220;صداها &#8221; گامی به پیش</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/vagier/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">61820</post-id>
		<media:thumbnail url="http://axgig.com/images/89241337491431585093.gif" />
		<media:content url="http://axgig.com/images/89241337491431585093.gif" medium="image">
			<media:title type="html">89241337491431585093.gif</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شخصیت پردازی با سردستی</title>
		<link>https://sayf.ir/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://sayf.ir/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 14:02:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد هنری]]></category>
		<category><![CDATA[آگاه فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[حسین عصاران]]></category>
		<category><![CDATA[فرزاد مؤتمن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=2673</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسین عصاران: شخصیت پردازی با سردستی</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c/">شخصیت پردازی با سردستی</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><b>جعبه موسیقی</b></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><strong>حسین عصاران</strong>:</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><b>شخصیت‌پردازی با سردستی</b></p>
<hr />
<div id="toc" class="toc" style="text-align: justify;">
<div id="toctitle">
<ul>
<li><strong>محتویات</strong></li>
</ul>
</div>
<p><span class="tocnumber">۱</span> <span class="toctext">معرفی فیلم</span></p>
<p><span class="tocnumber">۲</span> <span class="toctext">مکان</span></p>
<p><span class="tocnumber">۳</span> <span class="toctext">نقد فیلم</span></p>
<p><span class="tocnumber">۴</span> <span class="toctext">سایر</span></p>
</div>
<ul>
<li style="text-align: justify;"><strong><span id=".D9.85.D8.B9.D8.B1.D9.81.DB.8C_.D9.81.DB.8C.D9.84.D9.85" class="mw-headline">معرفی فیلم</span></strong></li>
</ul>
<div style="text-align: justify;"><img decoding="async" class=" alignleft" src="http://axgig.com/images/89241337491431585093.gif" alt="89241337491431585093.gif" /></div>
<p style="text-align: justify;"><b>جعبه موسیقی Music Box</b></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>کارگردان: فرزاد مؤتمن</li>
<li>تهیه‌کننده: محمد خزاعی + سیمافیلم و بنیاد سینمایی فارابی</li>
<li>فیلم‌نامه‌نویس: مسعود احمدیان</li>
<li>فیلم‌بردار: علی لقمانی</li>
<li>تدوین‌گر: نازنین مفخم</li>
<li>موسیقی: سعید شهرام</li>
<li>بازیگران: رامبد جوان، شاهرخ فروتنیان، مرتضی احمدی، نیکی کریمی، جمشید گرگین، داریوش اسدزاده</li>
<li>مدت نمایش: ۱۱۳ دقیقه</li>
<li>محصول: ۱۳۸۶ ایران</li>
<li>خلاصه داستان: پسربچه‌ای بر اثر یک اتفاق با فرشته‌ای آشنا می‌شود.</li>
</ul>
<h1 style="text-align: justify;"><span id=".D9.85.DA.A9.D8.A7.D9.86" class="mw-headline">مکان</span></h1>
<p style="text-align: justify;">فیلم &#8220;جعبه موسیقی&#8221; در پنجمین جشنواره فیلم فجر مشهد ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ در سالن سینما سیمرغ نمایش داده شد. مطلبی که پیش روی شماست نقد شفاهی فیلم است که توسط &#8220;حسین عصاران&#8221; بیان شده.</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><strong><span id=".D9.86.D9.82.D8.AF_.D9.81.DB.8C.D9.84.D9.85" class="mw-headline">نقد فیلم</span></strong></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><b>شخصیت‌پردازی با سردستی</b></p>
<p style="text-align: justify;">در فیلم &#8220;جعبه‌ی موسیقی&#8221; در واقع ما داریم با یک اسطوره‌ی ذهنی شوخی می‌کنیم. با اسطوره‌ی مرگ. یعنی به مرگ عینیت می‌بخشیم. نمی‌دانم آیا دوستان پی‌گیر سینمای ایران هستند؟ این فیلم یک گرته‌ی بسیار ظریفی بود از فیلم چند سال قبل، &#8220;گاهی به آسمان نگاه کن&#8221; کار &#8220;کمال تبریزی&#8221;. یعنی ما کاملا با آن پلان، جایی‌که زیر کوه ایستاده بود آشنا بودیم.</p>
<p style="text-align: justify;">من سعی دارم با مقایسه‌ی این دو فیلم باهم به ضعف‌های این فیلم بپردازم. چون به‌نظر من بیشتر نقاط ضعف بود و من نقاط قوتی در این فیلم ندیدم. ما این‌جا داریم با مسئله‌ی مرگ شوخی می‌کنیم یعنی پرده‌ای را از روی آن برمی‌داریم و دنیای دیگری را جلوی مخاطب‌مان قرار می‌دهیم. در فیلم &#8220;گاهی به آسمان نگاه کن&#8221;، شخصیت &#8220;ابراهیم&#8221;، که &#8220;رضا کیانیان&#8221; نقش آن‌را بازی می‌کند یک شخصیت بسیار شوخ است و یک شخصیت کاملا فانتزی است و این به چیزی که در ذهن او است عینیت می‌بخشد. در قسمت‌هایی از فیلم، &#8220;کیانیان&#8221; پالتواش را باز می‌کند و در جیبش چیزهای مختلفی دارد و از جمله دینامیت. از جایی به جایی دیگر می‌پرد و به‌صورت کاملا فانتزی طی طریق می‌کند. فضای فیلم و فضایی که در ذهن ماست کاملا شاد است و موسیقی آن هم بسیار شاد بود. اما اگر به این فیلم (جعبه موسیقی) نگاه کنید می‌بینید که فضای بسیار خشکی دارد، بنابراین ذهنیتی که کارگردان داشته شوخی با مرگ، بر کل فیلم سیطره پیدا نکرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">آیا آن زیبایی مرگ و دنیای برزخ را با یک باغ نشان دادن می‌توانیم برآورده کنیم؟ و آیا این‌که یک شخصیتی برود و برگردد و مادرش هم برود و برگردد و مادرش را ببیند، با این کار توانسته‌ایم فاصله‌ی این دنیا با آن دنیا را برداریم؟ این در فیلم جریان ندارد. آیا این که شخصیت‌ها یک کمی به آن دنیا فکر می‌کنند، ریش بگذارند و کراوات نبندند نشانه‌ی تحول است؟ این شخصیت‌پردازی‌ها به‌نظر من سردستیی بود و آن شوخی که باید در کل فیلم جریان می‌داشت در نیامده بود؟ و همین‌طور فانتزی بودن هم در این فیلم خوب درنیامده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">متأسفانه این یکی از مشکلات ذهنی ماست که در این چند سال استاندارد شده است. این‌که ما به معنا جدا از سینما اهمیت می‌دهیم و این فیلم به‌نظر من برای جشنواره‌هایی ساخته شده مانند جشنواره‌های بیماری‌های خاص یا اهدای عضو.</p>
<h1 style="text-align: justify;"><span id=".D8.B3.D8.A7.DB.8C.D8.B1" class="mw-headline">سایر</span></h1>
<ul>
<li style="text-align: justify;">ارسال: ۳۱ تیر ماه ۱۳۸۷</li>
<li style="text-align: justify;">منبع: سایت آگاه فیلم</li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c/">شخصیت پردازی با سردستی</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">61810</post-id>
		<media:thumbnail url="http://axgig.com/images/89241337491431585093.gif" />
		<media:content url="http://axgig.com/images/89241337491431585093.gif" medium="image">
			<media:title type="html">89241337491431585093.gif</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فرزاد مؤتمن</title>
		<link>https://sayf.ir/farzad-m/</link>
					<comments>https://sayf.ir/farzad-m/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Feb 2008 06:00:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[شرح احوال]]></category>
		<category><![CDATA[فرزاد مؤتمن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.sayf.ir/?p=30454</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/farzad-m/">فرزاد مؤتمن</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با &#8220;هفت پرده&#8221; (۱۳۷۹) علاقه‌اش را به سینمای اروپا- و به‌طور خاص روبر برسون- به نمایش گذاشت.<br />
فیلمی که دارای فضایی سرد و بازی‌هایی بدون احساس در چهره است.<br />
با شب‌های روشن و در قالب داستانی عاشقانه، جنبه‌های دیگری از این علاقه را گسترش داد که شامل ارتباط انسانی و فضاسازی بود.<br />
گرچه در چند اثر بعدی‌اش تا حدودی از این روند خارج شد اما هم‌چنان این توجه در شیوه‌ی کارگردانی و قاب‌های تصویری‌اش قابل پیگیری است و اما در فیلم &#8220;صداها&#8221; (۱۳۸۶) منتظر می‌مانیم.</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/farzad-m/">فرزاد مؤتمن</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/farzad-m/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">30454</post-id>
	</item>
	</channel>
</rss>
