<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >

<channel>
	<title>بایگانی‌های نفرت - SAYF.IR</title>
	<atom:link href="https://sayf.ir/tag/%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://sayf.ir/tag/نفرت/</link>
	<description>سیف دات آی آر (مربی و مشاور فیلم‌نامه‌نویسی و فیلم‌سازی)</description>
	<lastBuildDate>Wed, 06 Apr 2011 01:30:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://sayf.ir/wp-content/uploads/2025/06/cropped-Arm-150.150-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های نفرت - SAYF.IR</title>
	<link>https://sayf.ir/tag/نفرت/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">108950406</site>	<item>
		<title>نیروی تفکر مثبت</title>
		<link>https://sayf.ir/power-of-positive-thinking/</link>
					<comments>https://sayf.ir/power-of-positive-thinking/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Apr 2011 01:30:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد کتاب و نشریات]]></category>
		<category><![CDATA[آرامش]]></category>
		<category><![CDATA[آرزو]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوها]]></category>
		<category><![CDATA[برکت]]></category>
		<category><![CDATA[تفکر]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[فکر]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[نفرت]]></category>
		<category><![CDATA[نیرو]]></category>
		<category><![CDATA[نیروی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=10292</guid>

					<description><![CDATA[<p> خلاصه کتاب</p>
<p>نیروی تفکر مثبت<br />
دکتر مورفی عقیده دارد: "شخصیت هر کس بر اساس طرز تفکر و نحوه تخیل او شکل می‌گیرد."<br />
از این رو برای اندیشه به خصوص تفکر مثبت نقش مهمی قایل است. او فکر را عنصری زنده و خلاق می‌شمارد و در این باره چنین استدلال می‌کند که اگر ضمیر باطن خود را از حقایق جاودانی هستی یعنی امید آرزو و تندرستی و شادمانی و آرامش و رفاه و برکت و غیره اشباح کنیم نتیجه آنرا به صورت عینی ناظر خواهیم گشت.</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/power-of-positive-thinking/">نیروی تفکر مثبت</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"> خلاصه کتاب<br />
</span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>نیروی تفکر مثبت<br />
Power of positive thinking<br />
</strong></span></p>
<div align="justify">
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>دکتر ژوزف مورفی</strong> عقیده دارد: &#8220;شخصیت هر کس بر اساس طرز تفکر و نحوه تخیل او شکل می‌گیرد.&#8221;<br />
از این رو برای اندیشه به خصوص تفکر مثبت نقش مهمی قایل است.<br />
او فکر را عنصری زنده و خلاق می‌شمارد و در این باره چنین استدلال می‌کند که اگر ضمیر باطن خود را از حقایق جاودانی هستی یعنی امید آرزو و تندرستی و شادمانی و آرامش و رفاه و برکت و غیره اشباح کنیم نتیجه آنرا به صورت عینی ناظر خواهیم گشت. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>دکتر مورفی</strong> عقیده دارد آنچه ما در طلب آنیم یعنی آرزوها و آمال به شکل ایده و خیال در صفحه ذهنمان نقش میبندد حال اگر بتوانیم آنها را به صورت اعتقاداتی راسخ و باورهایی راستین وارد ذهنیت خود سازیم روزگاری تحقق آنها را به چشم خواهیم دید او ترس را عامل عقب ماندگی و فقر و مسکنت شخص می شمارد و تردید و تزلزل رای و سستی اراده و موهومات و خرافات و حسادت و بخل و عقده حقارت و نفرت و خصومت و کج خلقی را از عوارض و اختلالات روحی می داند و چنین استنتاج می کند که این قبیل افکار منفی و سیاه راه را به روی احساسات منفی می گشاید و در پی آن انواع امراض روانی و جسمی و حتی شکستها و سرخوردگیها و ناکامیها را در پی دارد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><strong>دکتر مورفی</strong> عقیده دارد که نیروی تفکر مثبت اصالتا از نیروی بالقوه برخوردار است که نمیتوان و نمی‌بایست آن را دست کم گرفت و یا وجود آن را انکار کرد چرا که ساختار نفسانیات و معنویات و حتی هستی شخص را تا حد زیادی بدان مرتبط دانست. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">حال به بررسی اجمالی کتاب میپردازیم که شامل گلچینی از بهترین نکات کتاب می‌باشد.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">هر کس معمار و سازنده زندگی خویش است و چنین باورهایی را مثلا دست تقدیر و سرنوشت و گردش ستارگان و غیره را می توان با نیروی اندیشه مثبت برخورد کرد و اثرات منفی آنرا با قدرت اراده و طرز تفکر صحیح از میان برداشت. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">برای جلوگیری از خود کم بینی جملات ذیل تکرار شود: </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">من جلوه های حقیقت عشق و کمال را دارا هستم و به نحو قابل تحسینی از عهده کارها بر میایم هر بار که با کسی روبه‌رو می‌شوم زیر لب می‌گویم روح من به او درود می‌فرستد. </span></p>
<h3><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"><img decoding="async" class="alignleft" src="http://arttoos.ir/wp-content/uploads/2015/11/Sayf_Power-of-positive-thinking.jpg" alt="Sayf_Power of positive thinking" />مهم:</span></h3>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">آنان که می‌خواهند زندگیشان رنگی دیگر پیدا کند و از تاریکی به روشنایی برسند باید به موفقیت تندرستی شادکامی و خوشبختی و فراوانی بیاندیشند و ایده های منفی را از ذهن خود دور کنند. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-پروردگارت را فراموش نکن که قادر است و منبع و مولد هر امر مرعی و نامرعی میباشد. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-هنگامی که دست به دعا بر میدارید به خاطر داشته باشید که پروردگار میگوید:تو مرا میخوانی و من به تو پاسخ میدهم و از موضوعات پیچیده ای که از آن خبر نداشتی آگاهت میسازم. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-هرگز کلمه اگر را به کار نرید زیرا با این حرف شک را به ذهن خود راه داده اید. -آرزوهای خود را با ایمان و اعتقاد کامل به زبان بیاورد هر آنچه را که با خلوص نیت مطالبه کنید آن را بدست می آورید. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-بین ما و هوش بیکران باید نسبت مطیع و منقاد و وفادار باشد و به قدرت ان ایمان بیاوریم. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-عشق و مهر پروردگار و حقیقت وجود او هر لحظه از زندگی مرا اشباح میکند و حال و وضعم روزبروز بهتر میشود. </span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-تنها تو حامی من هستی و تا تو پشتیبان من هستی هیچ کس جز تو نخواهد توانست به من صدمه ای وارد کند.تا خدا با من است چه کسی بر من است؟<br />
</span></p>
<h3><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">&#8211; برای تصمیم گیری:<br />
</span></h3>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">۱- آرامش جسمانی<br />
۲- تمرین و تلقین<br />
&#8211; خداوند مرا دوست دارد و از من حمایت می‌کند آرامش او روح مرا سرشار می کند و نور او فرا راه مرا روشن مینماید. -عشق و محبت هرگونه ترس و تردید بخل حسد و کینه را از دل میزداید و به جای آن شادی و آرامش میگذارد. </span></p>
<h3><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">مهم: </span></h3>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">هر شغل و حرفه ای که دارید و از هر راهی ک امرار معاش می کنید در هنگام کار کردن این جمله را تکرار کنید خدا با من است و با من حرف میزند من خودم را به او و عقل و درایت او میسپارم تا مرا راهنمایی کند. ***حریفان و رقیبان خود را از وجود خویش جدا مپندارید این حریفان چیزی نیستند جز ترس و خرافات موهومات غلط و کج اندیشی‌ها جهل کینه خصومت ورزی و حسادت و محکوم ساختن خود است.دشمنان واقعی هرکس افکار منفی اوست.<br />
&#8211; اگر به هدف رسیدیم و تلاش کنیم باید باز هم همت بلند داشته باشیم و پیش رویم و به آنچه داریم قاع نشویم که مفهوم زندگی و مقصود ان پیش رفتن است و نه در جا زدن و از حرکت باز ایستادن.</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">-هنگامی که می گویید عقل و خرد خداوند ذهن و فکر مرا از خود میاکند و من در نور او غرق میشوم نیروی عقل خود را چندین برابر ساخته اید و رفاه و تنعم بیشتری را نصیب خویش میسازید. -جریان آرامش الهی در روح و قلب و هستی من جاری می شود .</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">با گفتن این جمله آرامش بی سابقه ای را نصیب خود میسازید و یا &#8220;&#8221;قدرت قادر متعال به من نیرو و سلامتی و نشاط میبخشد&#8221;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">&#8220;یقین بدانید که از این احساس بی بهره نخواهید ماند. مهم*هرگز برای یک شیء یک مکان و یا یک فرد ارزش زیاده قایل نشوید با این کار خود قدرت مستتر در ذات خویش را به دنیای خارج منتقل ساخته اید . وفاداری و ایمان خود را به نیروی نهفته در خویش متصل سازید و همو بر اساس طبیعت و سرشت احساسات و افکار شما پاسخ گو خواهد بود* مهم*حقیقت در سکوت باطنی شکل میگیرد و از سکوت زاده میشودو انتقال میابد * مهم*هنگامی که روح را از هر آلودگی و ترس و خصومت و بغض و عناد و خود محکومی پاک میشود و به جای آن عشق و صفا و صمیمیت و گذشت مینشانید و با آرمان و ایده خود یکی میشوید و نسبت بدان وفادار میمانید در آن صورت است که خواهید توانست آرزوی خود را جان ببخشید. مهم***چگونه بر فکر خود مسلط باشیم؟روح را از حقایق جاودانی هستی سرشار سازید و خود را با روح هستی خویش دمساز سازید و همیشه این جمله را ود نظر داشته باشید که&#8221;&#8221;عشق خداوند حامی و پشتیبان شماست&#8221;</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;">&#8220;<strong>پایان کتاب نیروی تفکر مثبت</strong>&#8220;</span></p>
</div>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/power-of-positive-thinking/">نیروی تفکر مثبت</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/power-of-positive-thinking/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">10292</post-id>
		<media:thumbnail url="http://arttoos.ir/wp-content/uploads/2015/11/Sayf_Power-of-positive-thinking.jpg" />
		<media:content url="http://arttoos.ir/wp-content/uploads/2015/11/Sayf_Power-of-positive-thinking.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">Sayf_Power of positive thinking</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>افشین پویان: ال‌سید و شاهنامه</title>
		<link>https://sayf.ir/el-cid-shahnameh/</link>
					<comments>https://sayf.ir/el-cid-shahnameh/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 06:00:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کانون تحلیل‌گران سینما]]></category>
		<category><![CDATA[1387]]></category>
		<category><![CDATA[آگاه فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[آنتونی مان]]></category>
		<category><![CDATA[افشین پویان]]></category>
		<category><![CDATA[ال سید]]></category>
		<category><![CDATA[ال‌سید]]></category>
		<category><![CDATA[انصاف]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[حماسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[ژانر]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنامه]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[کانون تحلیل گران سینما]]></category>
		<category><![CDATA[نفرت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.sayf.ir/?p=31124</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/el-cid-shahnameh/">افشین پویان: ال‌سید و شاهنامه</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>افشین پویان:<br />
ال‌سید و شاهنامه</p>
<figure id="attachment_30068" aria-describedby="caption-attachment-30068" style="width: 300px" class="wp-caption alignleft"><a href="https://www.sayf.ir/cin-090/"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-30068" src="http://localhost/wp-content/uploads/2008/01/0-kanoon.png" alt="" width="300" height="300" /></a><figcaption id="caption-attachment-30068" class="wp-caption-text"><strong>کانون تحلیل‌گران سینما</strong></figcaption></figure>
<p>سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان گرامی.</p>
<p>ما مسلما با تماشای فیلم &#8220;ال‌سید&#8221; با یک فیلم حماسی و یا اپیک سروکار داریم، اما اگر دقت کنید می‌بینید که این فیلم را به همین سهولت که می‌توان حماسی تلقی کرد، به همین سهولت هم می‌توان یک فیلم عاشقانه و اپیک تلقی کرد.</p>
<p>چون خط رمانس این‌جا آن‌قدر پر رنگ است که به‌راحتی می‌تواند خط حماسی را تحت‌الشعاع قرار دهد.</p>
<p>این بسته به این است که از چه زاویه‌ای به فیلم نگاه کنیم.<br />
خصوصیاتی که باعث می‌شود فیلم از هر دوی این ‍ژانرها بهره‌مند شود را من به‌طور خلاصه خدمت‌تان عرض می‌کنم. ما در سینما نوع، گونه یا ژانر اپیک داریم، نه اسطوره‌ای، ممکن است یک فیلم حماسی، اسطوره‌ای یا تاریخی باشد و طبیعی است که تاریخی سندیت دارد، اما اسطوره‌ای به داستان‌های اسطوره‌ای مربوط می‌شود. ما ایرانی‌ها با داستان‌های شاهنامه آشنا هستیم و شما می‌دانید که شاهنامه سه قسمت مشخص دارد یک قسمت آن اسطوره‌ای است و یک قسمت آن تاریخی و یک قسمت آن نیمه اسطوره و تاریخی است. بنابراین من این‌را در پرانتز عرض کردم که ما داریم در مورد نوع و یا ژانر حماسی صحبت می‌کنیم که قصه‌ی آن یک قصه‌ی ترکیبی است یعنی تاریخی و اسطوره‌ای. چون از طرفی زمان وقوع داستان به زمان ما و به زمان وقوع داستان‌های اپیک نزدیک است که نمی‌تواند اسطوره‌ی خالص باشد. گفته می‌شود بعد از قرن دهم در قرن یازدهم میلادی است. و از طرفی در کنار سندیت‌های تاریخی که دارد، یک سری وجوه اسطوره‌ای هم دارد. یعنی &#8220;ال‌سید&#8221; در واقع یک شخصیت اسطوره‌ای است که در زمینه و حوادث تاریخی واقعی تصویر می‌شود. این وجوه اسطوره‌ای &#8220;ال‌سید&#8221; را همان ابتدای فیلم می‌بینید که پدر روحانی در صحنه‌ی آتش‌سوزی در کنار صلیب به &#8220;ال‌سید&#8221; می‌گوید: &#8220;تو را خدا برای نجات ما آفریده است&#8221;. و دقیقا قهرمان اسطوره‌ای به شکل خاصی وارد قصه می‌شود.<br />
در ادامه‌ی فیلم، در نبردهایی پیروز می‌شود و می‌گوید: &#8220;اراده‌ی خداوند بود که من پیروز شوم&#8221;. در واقع نیروی خودش را از همین می‌گیرد، از همین اعتقادی که به اراده‌ی خداوند در بازوها و پیکر خودش دارد و همین‌طور این‌که در راه حق و حقیقت کار می‌کند. و اما حقیقت، مثلا وقتی‌که به‌خاطر آبرو و حیثیت وارد نبرد می‌شود، به حقیقت آبرو و حیثیت اشاره می‌کند، حقیقت آبرو و حیثیت چیست؟ شرافت. و در واقع به کسی که قرار است پدر همسرش باشد می‌گوید: &#8220;تو شرافت پدر من را لکه‌دار کردی&#8221; یعنی در واقع وقتی‌که صحبت از آبرو و حیثیت است، حقیقت حیثیت است یعنی همان شرافت را در نظر می‌گیرد. مورد دیگری که برای حقیقت می‌جنگد وقتی است که فرزند کوچک امپراطور را دستگیر کرده‌اند و می‌خواهند بیندازند داخل سیاه چال، او وارد می‌شود و می‌گوید: &#8220;آزادش کنید&#8221;. آن‌ها می‌گویند: &#8220;که ما سیزده نفریم و تو یک نفری&#8221;، می‌گوید: &#8220;اگر سیزده‌تا سیزده‌تا بودید باز هم حریف من نمی‌شدید. من تنها نبودم، چون کار شما برخلاف عدالت و انصاف است&#8221;. می‌بینید که باز برای خودش از روی حقانیت قدرت قائل می‌شود و بر دشمن چیره می‌شود.<br />
خوب این‌ها وضوح اسطوره‌ای این آدم‌هاست. در مورد وجوه تاریخی کافی است که دوستان به تاریخ اسپانیا مراجعه کنند و ببینند که در این تاریخ سه دسته و گروه در اسپانیا بودند، مسیحیان دو دسته شده بودند. این شخصیت اسطوره‌ای در یک زمینه‌ی تاریخی و در یک فیلم اپیک و حماسی، یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی بسیار زیبا و به دقت طراحی شده دارد.</p>
<p>یعنی رابطه‌ای که بین او و معشوق‌اش &#8220;شیمن&#8221; هست، از وجوه مختلف بسیار عالی کار شده. من یکی دو تا مثال می‌زنم. اولا مسئله‌ی در هم فرو رفتن عشق و نفرت.</p>
<p>این مسئله دقیقا بین این‌ها وجود دارد. شما می‌بینید در صحنه‌ای که &#8220;شیمن&#8221; شاهد مبارزه‌ی او و شوالیه‌ی دیگر است، ما از &#8220;شیمن&#8221; دو عکس‌العمل می‌بینیم. هم می‌خواهد &#8220;ال‌سید&#8221; کشته شود و انتقام پدرش گرفته شود و هم بی‌نهایت ناراحت است و از هر ضربه‌ای که به &#8220;ال‌سید&#8221; اصابت می‌کند دگرگون می‌شود.<br />
سینما اگر ماندگار است به‌خاطر این است که سینماست. ببینید که چگونه در فیلم &#8220;ال‌سید&#8221; از رنگ استفاده شده است. &#8220;شیمن&#8221; چون عزادار است سیاه پوشیده و لباس رسمی دشمن، سیاه و یشمی است و گویی &#8220;شیمن&#8221; لباس آن‌ها را پوشیده و با این‌ها نیست و طرف آن‌هاست، شما اگر این صحنه را دوباره ببینید می‌بینید که با یک عده سرخپوست نشسته است و رنگ لباسش کاملا یادآورد جناح مقابل است. پارچه‌ی سیاهی به آن شوالیه می‌دهد و می‌گوید: &#8220;این نماد من باشد پیش تو تا پیروز شوی و انتقام پدر من را از قاتل پدرم بگیری&#8221;. این پارچه در جریان نبرد خون‌آلود می‌شود و به رنگ جناح مقابل. یعنی سیاه بود و حالا قرمز می‌شود. این همین نکته‌ای است که &#8220;ال‌سید&#8221; به او می‌گوید: که این قرمز است و دیگر سیاه نیست&#8221; و البته او قبول نمی‌کند و می‌گوید: &#8220;تا انتقام پدرم گرفته نشود من رنگ سیاه را ترک نمی‌کنم. این رابطه‌ی عشق و نفرت را شما این‌جا داشته باشید. یا وضعیتی که &#8220;شیمن&#8221; دارد. چه‌طور او رمانس و خط عشقی را پیش می‌برد. او می‌گوید از طرف پدرش به او واگذار شده که انتقام بگیرد، ولی این انتقام را او نمی‌تواند به تنهایی بگیرد و می‌گوید: &#8220;کاش پسر بودم و می‌توانستم این کار را خودم انجام بدهم&#8221;. و به دفعات مردانی را برمی‌انگیزد. و انگار این جنگ برای انتقام نمی‌تواند ادامه پیدا کند و از همین‌جاست که با وضعیت خاصی که &#8220;ال‌سید&#8221; دارد که دشمن را می‌بخشد و انتقام نمی‌گیرد و می‌گوید دیگر نباید کشت و باید جلوی خونریزی را بگیریم. و خود &#8220;ال‌سید&#8221; هم پسر یک قهرمان امپراطوری و سلحشور و دست به شمشیر بوده و عده ای را کشته بوده است و حالا &#8220;ال‌سید&#8221; جای او را گرفته بود و حالا اگر این دور تسلسل نیزه به دست بخواهد شکسته شود باید چه می‌شد. باید دیگر پسری نباشد و می‌بینیم که &#8220;ال‌سید&#8221; دو دختر دارد و پسری ندارد که باز کارهای او را ادامه دهد. چون به هر حال وقتی پسر شد ولو در مقام حق و عدالت هم که باشد، می‌افتد در این مجرایی که باید این کارها را بکند منتهی از دیدگاه حق و عدالت این کارها را می‌کند و شما می‌بینید همین که &#8220;شیمن&#8221; شخصا نمی‌تواند دخالت کند، نشان می‌دهد که این آدم اگر دختردار شود چه وضعیتی پیدا می‌کند.<br />
وضعیت دوگانه‌ی ملیت و قومیت و سرزمین در برابر عشق و عاشقی و روابط عاشقانه و خانوادگی قرار گرفته شده. در این فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که پیش بردن هر دوی این خط ها در داستان کار بسیار مشکلی است. در واقع ما در زبان فارسی هم می‌گوییم که &#8220;عشق و آزادگی را گر بهای جان بود، شور دلدادگی را هم بهای آن بود&#8221;. برای همین است که &#8220;ال‌سید&#8221; در واقع شوالیه است، اما شوالیه‌ی عشق هم هست یعنی هم شوالیه است و هم عاشق شوریده حال است. نه این‌که فقط یکی از این دو. چون می‌بینید که رقیبش می‌گوید: &#8220;حاضرم آبرو و حیثیتم برود اما فقط عشق تو را داشته باشم&#8221; و یک عده بر عکس می‌خواهند فقط سلحشور باشند.<br />
در مورد &#8220;آنتونی مان&#8221; صحبت بسیار است. &#8220;آنتونی مان&#8221; در این فیلم موفق می‌شود، چرا؟ موفقیت او در استفاده‌ی به‌جا از امکانات سینماست. یعنی اگر به‌جای ابزار سینما و بیان بصری و سینمایی از بیانات شعاری و دیالوگ‌های شعری استفاده می‌کرد. مثلا بحث ترجیح پیدا کردن قومیت و ملیت و عشق سرزمینی بر هر چیز دیگری. در این اثر، یک عده افرادی هستند در کشور اسپانیا که مسیحی‌اند و در کنارشان یک عده مسلمان وجود دارند (مور معنی مسلمان نمی‌دهد، مور به اهالی کشور موراکو گفته می‌شود که همان مراکش است و این‌ها فاصله‌شان با اسپانیا یک تنگه‌ی جبل‌الطارق است) این طرف تنگه و در اسپانیا هم مسلمان داریم و هم مسیحی که به‌تدریج اتحاد بین این‌ها صورت می‌گیرد علیه دشمن خارجی، یعنی این‌که این دشمن که آن‌سوی تنگه‌ی جبل‌الطارق مسلمان است باعث نمی‌شود که مسلمان‌های این طرف با او متحد شوند، بلکه این‌ها سرزمین خودشان را پاس می‌دارند و توقع دارند که آن طرف تنگه هم در سرزمین خودشان باشند. همان‌طور که اسپانیا در طول تاریخ محل همزیستی مسلمانان و مسیحیان بوده است. حالا این را در سینما عنوان کردن خیلی مشکل است. معمول‌اش این است که خیلی شعاری می‌شود، یعنی رهبری مثل &#8220;ال‌سید&#8221; شروع کند به شعار دادن، در حالی‌که &#8220;انتونی مان&#8221; با سینما اتحاد این‌ها را نشان می‌دهد.<br />
در یک سوم ابتدایی فیلم برخوردی است بین مسلمانی که هم پیمان &#8220;ال‌سید&#8221; است و می‌گوید: &#8220;در کشور من به افرادی مثل تو می‌گویند &#8220;ال‌سید&#8221;. که در واقع به عربی می‌شود &#8220;السید&#8221; و به انگلیسی &#8220;جنتلمن&#8221; و به فارسی بشود &#8220;آقامنش و بزرگوار&#8221;. چون واقعا آقامنشانه رفتار می‌کند و هر جا که &#8220;ال‌سید&#8221; در نبردی به کمک نیاز پیدا می‌کند، آن‌ها وارد صحنه می‌شوند یعنی دوستان مسلمان‌اش و برعکس او به مسلمان‌ها کمک می‌کند. &#8220;آنتونی مان&#8221; چه مسیحی باشد و چه نباشد، با این قضیه به‌خوبی بی‌طرفانه برخورد می‌کند. من به یکی دو شباهت (میان شاهنامه و فیلم) که &#8220;مان&#8221; با اطلاع در داستان گذاشته است اشاره می‌کنم که البته &#8220;مان&#8221; از شاهنامه هم بااطلاع بوده و در مورد آن اظهار نظر هم کرده است. ما در شاهنامه داریم که آرش تیر را کشید و در اثر این تیراندازی شگرف، مرد. یعنی همه‌ی نیرویش را در تیرش گذاشت که مرز ایران هر چه بزرگتر شود و تیر دورتر برود. این‌جا هم می‌بینید که تیر به قلب &#8220;ال‌سید&#8221; می‌خورد و با همین یک تیر کشته می‌شود. یعنی کشته شدن در اثر تیر و تیرکمان در این‌جا با هم شباهت دارد. &#8220;کوروساوا&#8221; فیلمی دارد به‌نام &#8220;شبح جنگجو&#8221; این یک قصه‌ی قدیمی دارد که فقط ژاپنی نیست، بلکه اروپایی‌ها هم یک قصه‌‌ی مشابه آن‌را دارند، شما می‌بینید که آن اتفاق این‌جا نیز می‌افتد، یعنی احتمالا &#8220;کوروساوا&#8221; نه تنها آن‌را بلکه فیلم &#8220;ال‌سید&#8221; را هم در نظر داشته است. و فیلم کلاسیک یعنی همین. در آن فیلم هم شما می‌بینید که برای این‌که روحیه‌ی حریف تضعیف شود سرداری که کشته شده را به طریقی وارد میدان می‌کنند و برای دشمن توهم ایجاد می‌کنند که زنده است. درست مانند&#8221;ال‌سید&#8221;. اما این &#8220;سید&#8221; کیست که این‌طور بایستی برای روحیه‌ی همه حفظ شود. شما می‌بینید که همه چیز را رها کرده است و می‌رود با زن و بچه‌اش زندگی کند، اما می‌آیند دنبالش که تو باید با ما باشی و حتی امپراطور جوان را به‌طرف خودش می‌آورد. مگر این آدم چه می‌کند. شما ببینید آدم شمشیرزن سلحشور است اما خون‌ریز نیست. مثلا چه‌قدر سعی می‌کند &#8220;کنت اولی&#8221; را نکشد و حتی با او مبارزه نمی‌کند و وقتی هم که مبارزه می‌کند، با یک خونریزی مختصر می‌گوید من دیگر انتقامم گرفته شد.<br />
&#8220;ال‌سید&#8221; آدمی نیست که آمده تا به هر طریقی ببرد این در وجه حماسی‌اش. و در وجه عاشقانه هم شما به‌راحتی شباهت‌هایش را با داستان‌های عاشقانه‌ی تاریخ که مشهور هم هستند می‌بینید،‌ &#8220;رومئو و ژولیت&#8221; و &#8220;شیرین و فرهاد&#8221;. و از همه شبیه‌تر به قصه‌های عاشقانه‌ی یونان باستان است مانند &#8220;تروی&#8221; که آن‌جا هم عشقی است بین &#8220;هلن&#8221; و &#8220;پاریس&#8221;. این‌جا به‌خاطر &#8220;هلن&#8221;، کلی آدم کشته می‌شوند و &#8220;هلن&#8221; می‌گوید دیگر نمی‌خواهد به‌خاطر او کسی کشته شود. یعنی عشق، ماده‌ی اولیه‌ی خونریزی و جنگ شود. این‌جا هم همین است اما کسی که از وخیم شدنش جلوگیری می‌کند خود &#8220;ال‌سید&#8221; است که می‌گوید: &#8220;دیگر برای این عشق، خونریزی نمی‌خواهم&#8221;. یعنی اگر حرکت کنش‌مندانه‌ی &#8220;ال‌سید&#8221; نباشد، این دور تسلسل ادامه پیدا می‌کند. که البته جاهایی است که اختیار او زیاد کارساز نیست.<br />
یکی از حضار: بعد از این‌که &#8220;ال‌سید&#8221; تبعید می‌شود چرا &#8220;شیمن&#8221; به طرف او برمی‌گردد.<br />
پویان: به این دلیل است که شجاعت بی‌حد &#8220;ال‌سید&#8221; مشخص می‌شود و می‌فهمد &#8220;ال‌سید&#8221; این نبوده که شجاعتش را فقط برای پدر خودش به کار بگیرد و شجاعتش را جایی‌که باید باشد به‌کار می‌گیرد و هیچ کوتاهی نمی‌کند و این‌جا باعث می‌شودکه او را به شکلی ببخشد که توی گفتارش می‌بینید که آن‌چه در دلش هست را می‌گوید و وقتی‌که آن جمعیت آمدند و &#8220;ال‌سید&#8221; را با خودشان ببرند، می‌گوید شما چه توقعی دارید،‌ او دیگر دین‌ اش را ادا کرده است.</p>
<p>ارسال: ۸ آبان ۱۳۸۷<br />
کانون تحلیل‌گران سینما</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/el-cid-shahnameh/">افشین پویان: ال‌سید و شاهنامه</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/el-cid-shahnameh/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">31124</post-id>
		<media:thumbnail url="http://localhost/wp-content/uploads/2008/01/0-kanoon.png" />
		<media:content url="http://localhost/wp-content/uploads/2008/01/0-kanoon.png" medium="image" />
	</item>
	</channel>
</rss>
