<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >

<channel>
	<title>بایگانی‌های پلیس - SAYF.IR</title>
	<atom:link href="https://sayf.ir/tag/%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://sayf.ir/tag/پلیس/</link>
	<description>سیف دات آی آر (مربی و مشاور فیلم‌نامه‌نویسی و فیلم‌سازی)</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Aug 2008 06:00:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://sayf.ir/wp-content/uploads/2025/06/cropped-Arm-150.150-32x32.png</url>
	<title>بایگانی‌های پلیس - SAYF.IR</title>
	<link>https://sayf.ir/tag/پلیس/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">108950406</site>	<item>
		<title>افشین پویان: &#8220;داستان عامیانه&#8221; لایه‌ای در پس لایه‌ای دیگر</title>
		<link>https://sayf.ir/asdcxz/</link>
					<comments>https://sayf.ir/asdcxz/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Aug 2008 06:00:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کانون تحلیل‌گران سینما]]></category>
		<category><![CDATA[1387]]></category>
		<category><![CDATA[آگاه فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[افشین پویان]]></category>
		<category><![CDATA[پلیس]]></category>
		<category><![CDATA[تقدیر]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان عامیانه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان‌های عامیانه]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[کانون تحلیل گران سینما]]></category>
		<category><![CDATA[کلانتر]]></category>
		<category><![CDATA[مشیت الهی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.sayf.ir/?p=30996</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/asdcxz/">افشین پویان: &#8220;داستان عامیانه&#8221; لایه‌ای در پس لایه‌ای دیگر</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>افشین پویان: لایه‌ای در پس لایه‌ای دیگر<br />
داستان‌های عامیانه</p>
<p>اگر از منظر اخلاقی به فیلم نگاه کنید، ممکن است احکام زیادی راجع به آن صادر کنید. اما یادمان باشد که هیچ فیلمی مربوط به کره‌ی زمین نیست، بلکه مربوط به کره‌ی سینما است و همه‌ی فیلم‌ها از سیاره‌ی سینما آمده‌اند. تصور کنید سوار یک سفینه شده‌اید و به سرزمینی رفته‌اید که در آن موجودات ذی‌شعوری مثل ما زندگی می‌کنند. وقتی پای تلویزیون می‌نشینید و یا وارد سالن سینما می‌شوید در واقع با این دنیا روبرو می‌شوید. شما زندگی ما را معیار قرار ندهید، اگر پلیسی در کار نیست، چون نباید باشد.<br />
ما در فیلم &#8220;داستان‌های عامیانه&#8221; پلیس فاسد داریم که در واقع تنها پلیس فیلم است. یک کلانتر که در نهایت فساد است. این فیلم طوری ساخته شده است که باعث می‌شود بیننده احساس کند یک سری لایه‌های اضافی، پیش از این‌که شما به لایه‌ی اصلی برسید، وجود دارد. درست است که هر فیلمی دارای چند لایه است، اما این‌جا یک سری لایه‌های کاذب پیش از هر چیزی گذاشته شده است.</p>
<p>مثلا نوع خاص فصل‌بندی‌ها را ببینید، حالا غیر از این‌که فصل‌ها همه عنوان دارند، خود همین باعث می‌شود شما فکر کنید دارید فیلم‌های متفاوتی را می‌بینید، درحالی‌که این‌ها اپیزودهای متفاوت نیستند. این‌ها یک فیلم‌اند با همین عنوان‌بندی ساده. جابه‌جا کردن فصلی که در انتها بوده و آن‌را آورده‌اند ابتدای فیلم. این در فن داستان‌گویی یک تکنیک قدیمی است. شما فصل اول فیلم را انتهای آن یا میانه‌ی آن بگذارید. این نباید شما را گول بزند که نتوانید اصل قضیه را ببینید. این فیلم اصلا معنا را گذاشته در طبقی و گذاشته جلوی شما. انجیل می‌خوانند، در فیلم تصادفی وجود ندارد و مشیت الهی است. اگر من و شما بخواهیم همه‌ی اتفاقاتی که از صبح تا حالا افتاده را مشیت الهی بدانیم، غیر از این نیست که باید دیدگاه موحدانه داشته باشیم. این دو گانگستری که کنار هم نشسته‌اند، یکی می‌گوید شانس است و دیگری می‌گوید نه، مشیت الهی است. هفت هزار سال است که بشر بر سر جبر و اختیار مشکل دارد. اما این‌جا برای شما شاهد و معیار گذاشته شده است. دو نفر با هم، با اسلحه، به جایی حمله می‌کنند. یکی در توالت نشسته، و دیگری با اسلحه بیرون می‌آید و کشته نمی‌شود و دیگری کشته می‌شود. وقتی &#8220;تراولتا&#8221; بیرون می‌آید مواظب است و کشته نمی‌شود، چون این کار را بلد است. و وقتی آن دو نفر در رستوران حمله‌شان را شروع می‌کنند، این در توالت نشسته است. حتی خود این دو نفر وقتی به آن خانه حمله می‌کنند، یک نفر که گاوکش هم هست در توالت نشسته، می‌یاید بیرون و تیراندازی می‌کند. اما نمی‌تواند این‌ها را بکشد.<br />
حالا شما شاهد را ببینید و در دنیای فیلم این‌ها را با هم مقایسه کنید. کدام تقدیر است. آن یکی بلد بود و این یکی بلد نبود. آن یکی تیراندازی هم کرد اما نتوانست. یک شاهد دیگر برایتان می‌آورم، شاهد سوم خود &#8220;تراولتا&#8221; است که هفت‌تیرش را بیرون گذاشته و رفته توالت فکر می‌کنید که این‌ها در فیلم تصادفی هستند، نه نمی‌تواند تصادفی باشد. این فیلم خالقی دارد و آن هم &#8220;تارانتینو&#8221; است. برای همین است که یک صحنه را خودش بازی می‌کند. درست در مرکز فیلم این کار را می‌کند. شما ببینید او همسری دارد که پرستار است، این قسمت گم شده‌ی کدام پازل است؟ شما یک ساختاری را در نظر بگیرید. یک شکل شبیه خورشید که این سکانس وسط آن است و شعاع‌هایش هر کدام به طرفی رفته اما به مرکز ارتباط دارد. در ماشین چه اتفاقی می‌افتد. یک تیر شلیک می‌شود و غرق خون می‌شود. و وقتی با &#8220;تراولتا&#8221; به رستوران می‌روند، میزی به این‌ها می‌دهند که ماشین است و در را باز می‌کنند و می‌روند می‌نشینند و غذایی که سفارش می‌دهند، می‌گویند پر خون باشد. این‌جا همه تبهکارند و این وسط یک خانواده‌ی بی‌تبهکاری وجود دارد و آن هم خانواده‌ی &#8220;تارانتینو&#8221; است. ساعتی که این‌جا وجود دارد، یادگاری است. درست است که به شکل چندش‌آوری حفظ‌اش کرده‌اند، ولی خوب چاره‌ای نداشتند. اما اتفاقا برای این یادگاری که این‌طور به دست این آدم رسیده جانفشانی می‌کند طوری که برمی‌گردد تا آن‌را بردارد و نزدیک است کشته شود که تصادفا کشته نمی‌شود. خط مشی این بوکسور مانند پدرش است و نگه داشتن این ساعت که می‌گوید از پدرم به من رسیده و اکنون باید به پسرم برسد. و اکنون هم که دارد در ویتنام می‌جنگد. اگر یک ورزشکار به قول خودش گاوبندی کند و مسابقه را تعمدا ببازد، می‌گوید من این کار را نمی‌کنم، من آدم اخلاقی هستم، اما اخلاق کجاست؟ اخلاقی بودنش این است که خودش در مسابقه شرط‌بندی کرده و اصلا بدون گاوبندی و بدون این‌که کسی به ورزشکاری پول بدهد که برو بباز، توی مسابقه‌ای که خود ورزشکار شرط‌بندی کرده است و ندا داده که گاوبندی شده تا پول بیشتری به او برسد، خود این کار غیراخلاقی است، در واقع این اخلاقیات این آدم است.این دقیقا مجری آن خشونتی است که دوستان اخلاقی ما از آن خائف هستند و ما را هم بیم می‌دهند. خشونت را همین آدم اعمال می‌کند. ببینید خشونت‌هایی که دوستان گفتند مسخره است، چون هفت تیر در رفت و سر او را پریشان کرد و همین تصادفی بودنش آن‌را مضحک کرده است. در صورتی که آن خشونتی روی شما اثر می‌گذارد که شما هم با آن همراه می‌شوید.</p>
<p>ارسال: ۲۴ مرداد ۱۳۸۷</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/asdcxz/">افشین پویان: &#8220;داستان عامیانه&#8221; لایه‌ای در پس لایه‌ای دیگر</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/asdcxz/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">30996</post-id>
	</item>
		<item>
		<title>&#8220;مردگان&#8221; به‌گونه‌ای متفاوت ساخته شد</title>
		<link>https://sayf.ir/the-departed-was-so-different/</link>
					<comments>https://sayf.ir/the-departed-was-so-different/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[آگاه فیلم]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Apr 2007 02:30:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفت‌وشنود - مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[نقد هنری]]></category>
		<category><![CDATA["The Departed" was so different]]></category>
		<category><![CDATA["مردگان" به‌گونه‌ای متفاوت ساخته شد]]></category>
		<category><![CDATA[1386]]></category>
		<category><![CDATA[Martin Scorsese]]></category>
		<category><![CDATA[آگاه فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[پلیس]]></category>
		<category><![CDATA[پلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[دار و دسته نیویورکی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر داستان]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزانه قنبری]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم‌ساز]]></category>
		<category><![CDATA[کانون تحلیل گران سینما]]></category>
		<category><![CDATA[گنگستر]]></category>
		<category><![CDATA[گنگستری]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>
		<category><![CDATA[مردگان]]></category>
		<category><![CDATA[مضمون]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://arttoos.ir/?p=11672</guid>

					<description><![CDATA[<p>من فکر می‌کنم ایتالیایی‌ها احساس نزدیکی زیادی با ایرلندی‌ها دارند و همین‌طور فرهنگ مشابهی دارند البته تفاوت‌هایی هم وجود داشت مخصوصا زمانی که آن‌ها برای اولین‌بار به همسایگی‌شان کوچ کردند. به هر حال ادبیات ایرلند برای من خیلی اهمیت دارد. مخصوصا شعرهای ایرلندی را خیلی دوست دارم به نظر من فوق‌العاده است. حتی ادراکاتی که ایرلندی‌ها از اصول مذهب کاتولیک دارند کنتراست جالبی با ادراکات ایتالیایی‌ها از کاتولیک دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/the-departed-was-so-different/">&#8220;مردگان&#8221; به‌گونه‌ای متفاوت ساخته شد</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>مارتین اسکورسیزی</strong><br />
Martin Scorsese</p>
<p style="text-align: center;"><strong>&#8220;مردگان&#8221; به‌گونه‌ای متفاوت ساخته شد</strong><br />
&#8220;The Departed&#8221; was so different</p>
<div class="s" align="justify"><strong><span style="color: #000099; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">این فیلم در واقع ادامه‌ی همان فیلم درامای جنایی &#8220;دار و دسته نیویورکی&#8221; است که &#8220;اسکورسیزی&#8221; در سال ۲۰۰۲ در مورد امریکایی‌های ایرلندی ساخت. علاقه‌ی او به فرهنگ مردم ایرلندی امریکایی خیلی شبیه به علاقه‌ی او به روش زندگی امریکای‌های ایتالیایی است.</span></strong></div>
<p align="justify"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">من فکر می‌کنم ایتالیایی‌ها احساس نزدیکی زیادی با ایرلندی‌ها دارند و همین‌طور فرهنگ مشابهی دارند البته تفاوت‌هایی هم وجود داشت مخصوصا زمانی که آن‌ها برای اولین‌بار به همسایگی‌شان کوچ کردند. به هر حال ادبیات ایرلند برای من خیلی اهمیت دارد. مخصوصا شعرهای ایرلندی را خیلی دوست دارم به نظر من فوق‌العاده است. حتی ادراکاتی که ایرلندی‌ها از اصول مذهب کاتولیک دارند کنتراست جالبی با ادراکات ایتالیایی‌ها از کاتولیک دارد.</span></p>
<div class="s" align="justify"><strong><span style="color: #000099; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">البته فقط مسائل ذکر شده درباره‌ی فرهنگ نبود، بلکه فیلم‌نامه‌ی بسیار خوب و محکمی که &#8220;بیل موناهان&#8221; نوشته بود و نظر شما را جلب کرد، همین‌طور تم گنگستری که همیشه مورد علاقه‌ی او بوده و همیشه در بچگی از بینندگان پروپاقرص این مدل فیلم‌ها بوده است او را بر آن می‌کند تا ساخت این فیلم را شروع کند.</span></strong></div>
<p align="justify"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">البته مسائل بسیار دیگری هم وجود داشت عکس‌العمل‌هایی که هرکدام از شخصیت‌های فیلم نشان دادند، فیلم‌نامه‌ی قوی که در دست داشتم، افکار من در مورد عکس‌العمل‌های مردم، طبیعت، نگرش و طرز برخورد آن‌ها در برابر دنیایی که قرار بود شخصیت‌های فیلم من، از شخیت‌های اصلی گرفته تا &#8220;الک بالوین&#8221; و &#8220;مارک والبرگ&#8221;، داشته باشند.</span></p>
<div class="s" align="justify"><strong><span style="color: #000099; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">فیلم &#8220;مردگان&#8221; برپایه‌ی یک فیلم موفق و پرفروش هنگ کنگی به نام &#8220;دوزخی‌ها&#8221; ساخته شده است. البته در دنیایی که کارگردانان هالیوودی همه در پی کپی کردن فیلم‌های موفق بیگانه هستند، به نظر نمی‌رسد آقای &#8220;اسکورسیزی&#8221; چنین راه و رسمی داشته باشد و یا اصلا از این موضوع آگاهی داشته است.</span></strong></div>
<p align="justify"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">زمانی که من فیلم‌نامه را می‌خواندم در واقع به عناصر داستانی که  &#8220;بیل&#8221; به خوبی  کنار هم چیده بود عکس‌العمل نشان دادم، نه به این‌که آن یک فیلم موفق هنگ کنگی بوده یا چیز دیگری چون به نظر من اصلا سینمای هنگ کنگ چیزی برای تقلید کردن ندارد و مطمئنا آین‌طور هم نیست که مهارت و موفقیت‌های من به‌عنوان یک فیلم‌ساز فقط با تقلید از یک فیلم دیگر کامل شده باشد.  تنها چیزی که برای من مهم بود آن دنیای بسته شده با دروغ بود و این‌که در این شرایط طرز فکرها چگونه خواهد بود. استفاده‌ها از فیلم هنگ کنگی &#8220;اندرو لاوو&#8221; بیشتر یک وسیله بود؛ فقط یک پلات، یعنی وجود یک پلیس و یک تبه‌کار در مقابل یکدیگر به‌عنوان دو خبرچین، که کار برپایه‌ی آن باشد. نه این‌که از فرهنگ بیگانه یا حرکات آن‌ها در فیلم استفاده کنیم. من خواسته یا ناخواسته به سوی فیلم‌هایی که تم خیانت و حقیقت را در کنار هم دارد سوق داده شده‌ام. شاید از مضمون آن بیشتر خوشم می‌آید. وقتی به پروژه‌هایی که برپایه‌ی این فیلم‌نامه برمی‌گردم می‌بینم &#8220;مردگان&#8221; به گونه‌ای متفاوت ساخته شده است.</span></p>
<div class="s" align="justify"><strong><span style="color: #000099; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">آداپته شدن با یک فیلم خارجی برای &#8220;اسکورسیزی&#8221; بسیار جدید بود. همین‌طور کار با &#8220;جک نیکلسون&#8221; که یک بازیگر بسیار وسواسی است و برای انتخاب مسیرش راه‌های مربوط به خود را دارد.</span></strong></div>
<p align="justify"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">خوب ما تقاوت‌های کاری با هم داشتیم اما این در بیشتر موارد یک چیز بسیار عادی است. زمانی‌که ما قسمتی از جریان کاری هستیم، مطمئنا بازی ما با توجه به شرایط با آن چیزی که نویسنده در فیلم‌نامه نوشته تفاوت‌هایی خواهد داشت. به هرحال این روش کار من است که همیشه اهداف مسلمی را در هرکاری پیش بگیرم و در این‌جا به خاطر این‌که این مرد از ما دور نیفتد همان راه مستقیم را می‌رفتم و در بعضی جاها از &#8220;بیل&#8221; و هرکسی در گروه که نظری داشت کمک می‌گرفتیم.</span></p>
<div class="s" align="justify"><strong><span style="color: #000099; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">فیلم‌های پلیسی و گنگستری شباهت‌هایی هم با هم دارند.</span></strong></div>
<p align="justify"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">خوب البته شباهت‌هایی دارد. جملاتی کلیشه‌ای که همه شنیده‌ایم: دستگیری دزد، پیدا کردن دزد، انسان‌هایی از دنیای دون و پست و انسان‌های دیگری که به‌دنبال آن‌ها هستند. این‌ها همیشه در کنار هم هستند. و من وقتی فیلم‌نامه را خاندم بر آن شدم تا بار دیگر چنین دنیایی را ترسیم کنم. اما در مورد خودم من همیشه با صحنه‌هایی که مربوط به اوباش خیابانی، جوانان بیکار و اوباشی که در کافه‌ها دور هم جمع می‌شوند و این‌گونه صحنه‌ها راحت‌تر کار می‌کنم تا با صحنه‌های پلیسی. چون فکر می‌کنم خسته کننده است. در این فیلم &#8220;والبرگ&#8221; رفتاری واضح دارد و همکارش &#8220;بالوین&#8221; هم بسیار منظم و در راستای &#8220;والبرگ&#8221; است که من را یاد &#8220;بود ابوت&#8221; و &#8220;لوکاستولو&#8221; می‌اندازند. به طوری که من نمی‌توانستم چیزی به آن‌ها در مورد نقش‌شان بگویم و خودشان بازی می‌کردند. اما ساختن صحنه‌های گنگستری برای من جذاب‌تر است.</span></p>
<div class="d" align="center"><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small;">مترجم: <b>فرزانه قنبری</b><br />
تاریخ ارسال: ۱۸ فروردین ۱۳۸۶</span></div>
<p>نوشته <a href="https://sayf.ir/the-departed-was-so-different/">&#8220;مردگان&#8221; به‌گونه‌ای متفاوت ساخته شد</a> اولین بار در <a href="https://sayf.ir">SAYF.IR</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://sayf.ir/the-departed-was-so-different/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">11672</post-id>
	</item>
	</channel>
</rss>
