هدفگذاری در سینما: هنرِ تبدیل رویا به فیلم
انتشار 14 دی 1404
بروزرسانی 18 دی 1404
سینما آموختنی است!
هدفگذاری در سینما: هنرِ تبدیل رویا به فیلم
این برنامه برای افراد مصمم و با اراده طراحی شده است!
هدفگذاری در سینما
Goal setting in cinema
هنرِ تبدیل رویا به فیلم
بهعنوان فیلمساز، شما نه تنها یک هنرمند بلکه یک رهبر، مدیر پروژه و روانشناس هستید. هدفگذاری برای شما یعنی تبدیل ایدههای انتزاعی به واقعیت ملموس روی پرده. بیایید این روشها را با مثالهای سینمایی و روانشناسی کاربردی بررسی کنیم.
هرگز از یادگیری دست نکشید.
چرا هدفگذاری برای فیلمساز حیاتی است؟
فیلمسازی بدون هدفگذاری مثل فیلمبرداری بدون استوریبورد است – ممکن است به جایی برسید، اما احتمال گمشدن در جزئیات، هزینههای سرسامآور و نتیجهای نامنسجم بسیار بالاست.
روشهای هدفگذاری با مثال سینمایی
۱. روش SMART:
نقشهی فنی ساخت فیلم
این روش برای مدیریت پروژههای فیلمسازی ایدهآل است.
مثال عملی:
· غیر SMART: “میخواهم یک فیلم عالی بسازم”
· SMART: “میخواهم یک فیلم کوتاه ۱۵ دقیقهای در ژانر درام اجتماعی درباره تنهایی در شهرهای بزرگ تولید کنم که:
· مشخص (Specific): فیلم درباره یک سالمند تنها در تهران امروز
· قابل اندازهگیری (Measurable): ۳ صحنه کلیدی، ۴ شخصیت اصلی، بودجه ۵۰ میلیون تومان
· قابل دسترس (Achievable): با تیم ۸ نفره و تجهیزات موجود قابل ساخت است
· واقعبینانه (Realistic): متناسب با تواناییهای فنی تیم و محدودیتهای بودجه
· محدوده زمانی (Time-bound): پیشتولید تا ۱ ماه، تولید ۱۰ روز، پستولید ۲ ماه”
نکته روانشناختی: مغز ما به اهداف مشخص و ملموس پاسخ بهتری میدهد. وقتی میگویید “فیلم کوتاه ۱۵ دقیقهای”، قشر پیشپیشانی مغز میتواند برنامهریزی دقیقتری انجام دهد.
۲. روش HARD:
سوختِ خلاقیت
این روش برای حفظ انگیزه در طول پروژههای طولانی مناسب است.
مثال عملی (با الهام از کارگردانهای بزرگ):
· Heartfelt (از درون دل): “چرا واقعاً میخواهم این فیلم را بسازم؟”
مانند اصغر فرهادی که در فیلمهایش مسائل اجتماعی عمیق ایرانی را با دغدغه شخصی بررسی میکند
· Animated (تصویر زنده): تجسم روز اکران، واکنش اولین تماشاگران، بحثهای پس از نمایش
پیکسار قبل از تولید هر انیمیشن، داستان را به صورت استوریبورد کامل و پرجزئیات تصویر میکند
· Required (الزامات): “برای فردا: بازنویسی صحنه سوم. برای این هفته: جلسه با مدیر فیلمبرداری. برای این ماه: کاستینگ کامل”
· Difficult (چالشبرانگیز): هدف باید شما را از منطقه امن خارج کند
مانند کریستوفر نولان که در هر فیلم یک چالش فنی جدید (مانند چرخش فضا در «بینستارهای») را تجربه میکند
نکته رفتاری: تحقیقات نشان میدهد اهداف دشوار (اما قابل دسترسی) ۹۰٪ بیشتر از اهداف آسان انگیزه ایجاد میکنند.
۳. روش WOOP:
آمادگی برای واقعیت تولید
این روش برای مدیریت موانع غیرمنتظره که در هر تولید فیلم وجود دارد عالی است.
مثال عملی:
· Wish (آرزو): “میخواهم فیلمم در جشنواره فیلم فجر بخش مسابقه اصلی پذیرفته شود”
· Outcome (نتیجه): “اگر این اتفاق بیفتد، توجه منتقدان جلب میشود، فرصتهای تولید بعدی ایجاد میشود و…”
· Obstacle (مانع): “بودجه کافی ندارم، بازیگر اصلی ممکن است در تاریخهای ما آزاد نباشد، امکان تأخیر در مرحله صداگذاری وجود دارد”
· Plan (برنامه): “اگر بازیگر اصلی آزاد نبود، از قبل ۳ گزینه جایگزین در نظر دارم. اگر بودجه کم آمد، صحنههای خارجی را به لوکیشنهای ارزانتر منتقل میکنم.”
نکته روانشناختی: تمرین ذهنی موانع (mental contrasting) باعث میشود مغز شما برای مشکلات آماده شود و واکنش بهتری نشان دهد.
نگرش در حکم همهچیز است!
چهار اصل حیاتی هدفگذاری برای فیلمسازان
۱. هماهنگی با ارزشهای شما
فیلمی که با ارزشهای درونی شما همخوان نیست، مانند بازیگری است که به نقش اعتقاد ندارد.
سؤال کلیدی:”آیا حاضر هستم ۲ سال از زندگیام را صرف این پروژه کنم؟”
۲. ترسگذاری (Fear Setting) – تیم فریس
برای هر پروژه، این سه ستون را ترسیم کنید:
· بدترین سناریوها: “اگر فیلم شکست بخورد چه؟”
· اقدامات برای کاهش آسیب: “چطور هزینهها را مدیریت کنم که ورشکسته نشوم؟”
· هزینهی عدم اقدام: “اگر این فیلم را نسازم، ۵ سال بعد چه حسی خواهم داشت؟”
۳. تکهتکه کردن اهداف بزرگ
فیلم بلند ۹۰ دقیقهای → ۶۰ صحنه → هر صحنه → شاتها
تکنیک کاربردی:از پایان به ابتدا فکر کنید. برای رسیدن به “فیلم نهایی در جشنواره”:
· ماه ۶: ارسال به جشنواره
· ماه ۴-۵: پستولید
· ماه ۳: تولید
· ماه ۱-۲: پیشتولید
· همین هفته: تکمیل Treatment
۴. مدیریت موانع روانی
· سندروم ایمپاستر (Imposter Syndrome): “من به اندازهی کافی خوب نیستم”
راه حل: لیستی از موفقیتهای گذشتهتان (حتی کوچک) تهیه کنید
· کمالگرایی بیمارگونه: “این صحنه هنوز کامل نیست”
راه حل: قانون ۸۰/۲۰ – ۸۰٪ نتیجه با ۲۰٪ تلاش اولیه حاصل میشود
· ترس از قضاوت: “اگر مردم فیلمم را دوست نداشته باشند؟”
راه حل: مخاطب خاص خود را تعریف کنید (نه “همه”)
برنامۀ عملی ۷ مرحلهای برای فیلمسازان
۱. ایده را به چشمانداز تبدیل کنید: ۳ خط درباره فیلمتان بنویسید
۲.روش ترکیبی بسازید: از SMART برای برنامهریزی، از HARD برای انگیزه، از WOOP برای موانع
۳.دشمنان خلاقیت را شناسایی کنید: پرخوری اطلاعاتی، حواسپرتی دیجیتال، گفتگوی درونی منفی
۴.سیستم پاسخگویی ایجاد کنید: یک مربی، گروه همکاران یا حتی دفترچه روزانه
۵.آیینهای خلاقانه طراحی کنید: “هر روز صبح، ۳ صفحه فیلمنامه مینویسم قبل از چک کردن موبایل”
۶.انعطافپذیری در اجرا: مثل بداههپردازی در صحنه، با موانع سازگار شوید
۷.جشن گرفتن نقاط عطف: پایان فیلمنامه، اولین روز فیلمبرداری، اولین کات خشن
سخن پایانی:
فیلمسازی به مثابه سفر هدفمند
به یاد داشته باشید: استیون اسپیلبرگ اولین فیلمش را در ۱۲ سالگی ساخت، کاترین بیگلو سالها بهعنوان تدوینگر کار کرد قبل از کارگردانی، و بهرام بیضایی با محدودیتهای بسیار مسیر خود را ساخت.
هدفگذاری برای فیلمساز، نه محدودیت که چارچوبی برای پرواز خلاقیت است. همانطور که سهپایه دوربین به جای محدود کردن نما، به آن ثبات میبخشد، هدفگذاری خوب نیز به چشمانداز شما وضوح و جهت میبخشد.
پرسش نهایی: اگر تنها یک فیلم دیگر در زندگیتان میتوانستید بسازید، آن فیلم درباره چیست؟ حالا آن را به اولین هدف SMART تبدیل کنید.
هنر اگر چه نان نمیشود، اما شراب زندگی است.
درباره majid.sayf
"مجید سیفالعلمایی" هستم، “مربی و مشاور فیلمنامهنویسی و فیلمسازی” از “سیفداتآیآر”. ماموریتم کمک به مشتاقان و فعالان سینمایی است تا بتوانند بهتر فیلمنامه بنویسند و اصولی فیلم بسازند، به روش کاملاً کاربردی و نتیجه محور.
نوشتههای بیشتر از majid.sayfپستهای مرتبط
20 دی 1404

دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.