واکاوی فیلم «پرسونا»
رکورد 26 آذر 1404
بروزرسانی 10 دی 1404
سینما آموختنی است.
واکاوی فیلم «پرسونا»
این برنامه برای افراد مصمم و با اراده طراحی شده است!
پرسونا (به سوئدی: Persona) فیلمی در ژانر درام روان شناختی و رازآلود به کارگردانی اینگمار برگمان محصول ۱۹۶۶ کشور سوئد است که در آن بیبی اندرسون و لیو اولمان نقشآفرینی کردهاند. این فیلم در سایت imdb توانسته نمرهی ۸/۱ را کسب کند.
نگرش در حکم همهچیز است!
تحلیل شما از فیلم «پرسونا»ی اینگمار برگمان، بسیار عمیق و دقیق است و به درستی هستههای مفهومی اصلی این اثر سینمایی پیچیده را در بر میگیرد. بگذارید بر اساس تحلیل شما، برخی از جنبههای کلیدی را بسط و جمعبندی کنم:
اوجگیری مفاهیم فلسفی و روانکاوانه
شما به درستی اشاره کردید که فیلم حول محور فروپاشی مرزها میچرخد:
· مرز خود و دیگری: ادغام چهرههای الیزابت و آلما تنها یک تصویر بصری نمادین نیست؛ نمایشی است از فرآیند روانپریشی مرزی که در آن سوژه، مرزهای منِ خود را از دست داده و با «دیگری» یکی میشود. آلما، با اعترافات عمیق و رازهایش، خود را در خلأ سکوت الیزابت میریزد و در نهایت احساس میکند که هویت او توسط الیزابت «دزدیده» شده است. این همان بحران شناخت است: من کدام یک از این دو هستم؟
· مرز زبان و سکوت: تحلیل لاکانی شما دقیقاً به نقطهای اشاره دارد که الیزابت از نظم نمادین (قلمرو زبان، قانون، و جامعه) خارج میشود. سکوت او نه صلحآمیز، بلکه یک طغیان رادیکال علیه دروغهایی است که زبان برای حفظ نقشها و هویتهای کاذب میبافد. در مقابل، پرحرفی آلما تلاشی ناامیدانه برای تثبیت خود درون همان نظم نمادین است، تلاشی که محکوم به شکست است.
خودارجاعی و متافیزیک سینما
فیلم «پرسونا» یک اثر خودارجاع است؛ یعنی دربارهٔ ماهیت خودِ سینما سخن میگوید:
· صحنه آغازین (با پروژکتور، فریمهای سوخته، تصاویر انتزاعی و طنز صامت) ما را به یاد این میاندازد که در حال تماشای یک ساختار سینمایی هستیم. این کار، توهم واقعنمایی را از بین میبرد. برگمان میگوید: «این فقط یک فیلم است؛ اما آیا زندگی چیزی بیش از یک اجراست؟»
· توقف ناگهانی فیلم در میانه راه و نمایان شدن اجزای فنی، مرگ مؤلف را عملی میکند. در این لحظه، مخاطب از حالت انفعال خارج شده و به آگاهی میرسد: این اوست که باید معنا را بسازد. سینما نیز مانند هویت، یک ساختار شکننده است.
زنانهبودن بحران
اگرچه مفاهیم فیلم جهانیاند، اما شکلگیری بحران در قالب دو زن تصادفی نیست:
· هر دو زن با انتظارات اجتماعی از نقششان درگیرند: الیزابت به عنوان مادری که فرزندش را دوست ندارد، و آلما به عنوان پرستاری وفادار و نامزدی مطیع. فیلم فشار این نقشهای جنسیتی را بر هویت فردی بررسی میکند.
· بسیاری از منتقدان فمینیست (مانند لورا مالوی) این فیلم را متنی کلیدی برای تحلیل نگاه و بازنمایی زنانه میدانند. دوربین اغلب بر بدنها و چهرههای آنها به عنوان سطوحی برای کشف حقیقت درونی متمرکز میشود.
هرگز از یادگیری دست نکشید.
نتیجهگیری: پرسونا به مثابه آینه
در نهایت، «پرسونا» آینهای است که برگمان در برابر سینما، روان انسان و مخاطب قرار میدهد.
· برای سینما: پرسونا نشان میدهد که سینما میتواند از روایت خطی فراتر رفته و به کاوشی تجربی و ذهنی تبدیل شود.
· برای روان انسان: نشان میدهد که «خود» یک کل یکپارچه نیست، بلکه مجموعهای درهمریخته از نقشها، امیال سرکوبشده و ترسهاست.
· برای مخاطب: ما مانند آلما هستیم که به چهرهٔ الیزابت (فیلم) خیره شدهایم و در نهایت، تصویر خود را در آن میبینیم. این فیلم از ما میپرسد: نقاب شما چیست؟ و اگر آن را بردارید، چه چیزی باقی میماند؟
سخن پایانی برگمان که شما نقل کردید، کلید فهم فیلم است: «واقعیت سینمایی هم مثل واقعیت انسانی، چیزی جز نقاب و فریب نیست.» بنابراین، «پرسونا» نه یک پاسخ، که یک پرسش وجودی بزرگ و بیپایان است که بر پردهٔ سینما نقش بسته است. این اثر، یکی از نادر فیلمهایی است که خود را همزمان با موضوعش میسازد و از این رو، هنوز هم تازه، چالشبرانگیز و عمیقاً الهامبخش باقی مانده است.
هنر اگر چه نان نمیشود، اما شراب زندگی است.
فیلمخانه «شاهکارهای سینمایی» Cinematic masterpiece's
«مدت 10:18»
درباره majid.sayf
"مجید سیفالعلمایی" هستم، “مربی و مشاور فیلمنامهنویسی و فیلمسازی” از “سیفداتآیآر”. ماموریتم کمک به مشتاقان و فعالان سینمایی است تا بتوانند بهتر فیلمنامه بنویسند و اصولی فیلم بسازند، به روش کاملاً کاربردی و نتیجه محور.
نوشتههای بیشتر از majid.sayfپستهای مرتبط
20 دی 1404

دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.