متن سربرگ خود را وارد کنید
متن سربرگ خود را وارد کنید
متن سربرگ خود را وارد کنید
دمی با عرفان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱
«به روز مرگ چو تابوت من روان باشد»
به روایت مجید سیفالعلمایی
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دام دیو درافتی دریغ آن باشد
جنازهام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
که گور پرده جمعیت جنان باشد
فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد
تو را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد
کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد
کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد
دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد
مولوی، نام کامل او جلالالدین محمد بلخی، یکی از بزرگترین شاعران و عارفان ایران و جهان است. او در قرن هفتم هجری (قرن 13 میلادی) در بلخ (در حال حاضر در افغانستان) متولد شد و بیشتر شهرت خود را به دلیل اشعار عرفانی و فلسفیاش بهدست آورد. اثر معروف او مثنوی معنوی است که یکی از مهمترین آثار ادبیات صوفیانه است و در آن مفاهیم عمیق معنوی و اخلاقی را به زبان شعر آورده است. مولوی بر اهمیت عشق، خداشناسی و معرفت روحانی تأکید داشت و آثارش تأثیر زیادی بر فرهنگ و درک معنوی انسانها گذاشته است.
آیا مایلید در مورد جنبههای خاصی از زندگی یا آثار او بیشتر بدانید؟
«به روز مرگ چو تابوت من روان باشد»
«06:49»«به روز مرگ چو تابوت من روان باشد»
«مدت 02:10»
به روایتِ مجید سیف العلمایی
مربی و مشاور فیلمنامهنویسی و فیلمسازی
از سیف دات آی آر
مهارت آموزی سینما روی خط
(دانشنامۀ آنلاین مطالعات سینمایی)
رکورد: سوم خرداد 1398
در استودیو شاهنامه
متن سربرگ خود را وارد کنید
درباره majid.sayf
"مجید سیفالعلمایی" هستم، “مربی و مشاور فیلمنامهنویسی و فیلمسازی” از “سیفداتآیآر”. ماموریتم کمک به مشتاقان و فعالان سینمایی است تا بتوانند بهتر فیلمنامه بنویسند و اصولی فیلم بسازند، به روش کاملاً کاربردی و نتیجه محور.
نوشتههای بیشتر از majid.sayfپستهای مرتبط
27 خرداد 1405
25 خرداد 1405
21 خرداد 1405
20 خرداد 1405
19 خرداد 1405
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.